۲۸ مهر ۱۳۵۹ | امام خمینی خواستار محاکمه صدام و کارتر شد

تاریخ برگزاری : ۲۸ مهر ۱۳۹۸ روزشمار وقایع و رویدادها

تاریخ ایرانی: در روز ۲۸ مهر ۱۳۵۹ بنیانگذار جمهوری اسلامی خواستار محاکمه صدام حسین و جیمی کارتر، روسای جمهوری وقت عراق و ایالات متحده آمریکا شد.

 

امام خمینی که به مناسبت عید سعید قربان با سفرای کشورهای اسلامی دیدار می‌کرد، با بیان اینکه «ایران یک موجود الهی است که هیچ چیز او را صدمه نخواهد زد»، تصریح کرد: «ملت ما با قدرت اسلامی، با قوای نظامی و انتظامی، با مجاهدین اسلام و با همه قدرت‌های مسلح و غیرمسلح با هم هستند و کسی نمی‏‌تواند به این مملکت تعدی کند. و ما نمی‏‌دانیم که چرا مسلمین یعنی، ممالک اسلامی، والاّ خود مسلمین با ما هستند چرا ممالک اسلامی پا میان نمی‏‌گذارند و این آدم را به پای میز محاکمه نمی‏‌کشانند؟ از چه می‏‌ترسند؟ صدام باید محاکمه بشود همان طوری که کارتر باید محاکمه بشود. او برای نفع خودش عمل می‏‌کرد و این ملعون برای نفع امریکا عمل می‏‌کند.»

 

امام با رد ادعای انزوای جهانی ایران تاکید کرد: «ما منزوی نیستیم، آن‌هایی که ظالم هستند و به ما ظلم کرده‏‌اند منزوی هستند؛ برای اینکه میزان ملت‌ها هستند. ما قبل از این انقلاب منزوی بودیم؛ برای اینکه، ملت‌ها با ما توجهی نداشتند. بعد از انقلاب، هم ملت ما منسجم شد و یک شد، یدٌ واحِدهٌ عَلی مَنْ سِواهُم شد و هم همه ملت‌های ضعیف حتی ملت‌های غیراسلامی که جزء مستضعفین شدند با ما هستند. چطور ما منزوی هستیم؟ بله دولت‌هایی که هستند، دولت‌هایی که ملت‌هایشان هم با آن‌ها موافق نیستند، آن‌ها با ما مخالفند و ما باکی نداریم از این معنا. ما این انزوا را با آغوش باز استقبال می‌‏کنیم؛ برای اینکه ما تا منزوی نشویم و تا دستمان از پیش ابرقدرت‌ها و قدرت‌های دیگر کوتاه نشود، خودمان نمی‌‏توانیم کار خودمان را انجام بدهیم و سر پای خودمان بایستیم. ما باید منزوی بشویم تا مستقل بشویم. باید منزوی بشویم تا آزاد بشویم.»

 

متن کامل سخنان امام در این دیدار بدین شرح است:

«بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

ما در روزی مجتمع هستیم در این محل حقیر که انبوه مسلمین از سراسر کشورهای اسلامی در مکه معظمه مجتمع هستند، این اجتماع دینی سیاسی. اسلام یک دین عبادی سیاسی است که در امور سیاسی‏‌اش عبادت منضم است و در امور عبادی‌‏اش سیاست. این مجتمعاتی که اسلام برای مسلمین به طور سهولت تهیه فرموده است، در سال یک دفعه فریضه فرموده است بر کسانی که استطاعت دارند که مجتمع بشوند در مکه معظمه و در مواقف شریفه. و برای همه مسلمین مستحب است که مستطیع هم که نباشند این عبادت الهی را به جا بیاورند. و نکته مهم این اجتماعات این است که مسلمین با هم در یک محیط دور از تشریفات یک محیطی که همه آن جهات شخصیت‌ها را ریخته و با یک کفن و با دو ثوبه مختصر در این مواقف حاضر شوند و مهم این است که آن چیزهایی که در بلاد مسلمین در طول سال، گذشته است به اطلاع هم برسانند و برای رفع اشکالات مسلمین فکر بکنند. و اجتماع بزرگ میلیونی اسلامی در حجاز برای همین نکته است، در عین حالی که عبادت است.

 

و مع‏‌الأسف، ما مسلمان‌ها که از اسلام دور افتاده‌‏ایم و از حقایق اسلامی منزوی شده‌‏ایم در این فکر ابداً نیستیم که، اولاً کسانی که می‌‏توانند بروند، بروند مشرف شوند در خانه خدا و کسانی که اصحاب تفکر هستند، نویسنده هستند، روشنفکر هستند و عالم هستند، در آن محیط مجتمع بشوند و مشکلات مسلمین را در تمام جهان بررسی کنند و آنچه که می‌‏توانند حل کنند. ما الان از تشرف مکه و حج بیت‌الله‏ جز اینکه یک دسته اشخاص عامی مردم، عامه مردم در آنجا مجتمع بشوند، و اشخاص مؤثری که می‌‏توانند، از حکومت‌ها، از بزرگان قوم در آنجا می‌‏توانند مجتمع بشوند و مسائل اسلام را و مسائل مسلمین را و مسائل سیاسی و اجتماعی را بررسی کنند، مع‌‏الأسف، این امر مغفولٌ عنه است. و در عین حال که باید در آنجا بررسی مشکلات را بکنند بر مشکلات افزوده می‌‏شود. مشکلات مسلمین زیاد است، لکن مشکل بزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشته‏‌اند و تحت لوای دیگران درآمده‌‏اند. قرآن کریم که می‌‏فرماید که وَاعتَصِمُوا بحَبلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا، ما اگر همین یک آیه را، مسلمین اگر همین یک آیه را عمل به آن بکنند تمام اشکالات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و همه چیزشان بدون تشبث به غیر رفع می‌‏شود. اسلام برای مردم در هر ناحیه یک امور سیاسی عبادی قرار داده است. این جماعات در تمام کشورهای مسلمین، و در هر شهر و ده و روستا، این‌ها یک امور اجتماعی سیاسی است که اهل یک بلد در مساجد مجتمع بشوند و مشکلات خودشان را نسبت به آن بلد حل بکنند. و نماز جمعه یک عبادت سیاسی و اجتماعی است که در هر هفته مردم اجتماعات زیاد بکنند و مسائلشان را حل بکنند در آنجا. و اجتماع کعبه بزرگترین اجتماعی است که هیچ دولتی نمی‌‏تواند خودش این اجتماع را ایجاد کند و خدای تبارک و تعالی همچو کرده است که مسلمین بدون یک مزاحمت‌ها و زحمت‌هایی و بدون یک خرج‌هایی که بر دولت‌ها باشد، مجتمع می‌‏شوند در آنجا و مع‌‏الأسف، استفاده از آن نمی‌‏شود.

 

ما الآن در یک روزی مجتمع هستیم که دولت صدام، دولت غاصب صدام بدون یک عذر موجهی در بین تمام دول عالَم، بدون اطلاع و بدون سابقه با دریا و هوا و زمین هجوم کرد بر ایران و به خیال خودش می‌‏خواست که کشورگیری کند و خلافت مسلمین را یک آدمی که به اسلام اعتقاد ندارد، ریاست مسلمین را به دست بگیرد. و مع‌‏الأسف، در عین حالی که در قرآن کریم است که اگر دو طایفه‌‏ای از مسلمین با هم اختلاف کردند شما مصالحه بدهید بین آن‌ها را و اگر یکی از آن‌ها باغی باشد و طاغی باشد، با او قتال کنید تا اینکه سر نهد به احکام خدا. کدام یک از کشورهای اسلامی بررسی کردند در اینکه طاغی و باغی کیست و آن کسی که هجوم کرده است کیست تا اینکه همه به امر خدا با او مقاتله کنند؟ بر کدام مملکت اسلامی پوشیده است این معنا که صدام به ما بغی کرده است، و طغیان کرده است و ظلم کرده است و هجوم کرده است؟ چرا ممالک اسلامی به آیه شریفه‌‏ای که می‌‏فرماید که فَقاتِلُوا الَّتی تَبغی حَتّی تَفِی‏ءَ اِلی اَمْرِ اللّه‏ِ عمل نمی‌‏کنند؟ مع‏الأسف بعض از ممالک اسلامی؛ یعنی، ممالکی که دولت‌هایشان به اسم اسلام بر آن‌ها حکومت می‌‏کند، در عین حالی که می‌‏بینند که او طغیان کرده است و هجوم کرده است بر یک مملکت اسلامی بدون جهت، بدون یک حجت، با او اعلام موافقت می‌‏کنند یا بعضی پشتیبانی می‌‏کنند. ما باید مشکلات اسلامی را در کدام نقطه عالم طرح کنیم و حل کنیم؟ مسلمین عالم باید مشکلاتشان را در چه محفلی حل بکنند؟ در محافل بین‌‏المللی که دستاورد دولت‌های بزرگ است؟ در آن محافلی که به اسم اسلام هست لکن اثری از اسلام در آن نیست؟ باید مملکت ایران شکوای خودش را به چه مقامی عرضه کند؟ ملتی که مورد هجوم واقع شده است بدون جهت، بدون عذر، باید با کی طرح کند این مطلب را؟ با کدام یک از دولت‌ها این مسئله را طرح کند؟ بر همه دولت‌های اسلامی به نص قرآن واجب است که مقاتله کنند با دولت عراق تا برگردد به ذکر خدا و به امر خدا.

 

بله صدام گمان می‌‏کرد که با یک مملکت آشفته که منزوی شده است و همه دولت‌ها پشت به او کرده‌‏اند یا او را در فشار اقتصادی گذاشته‏‌اند طرف شده است و ما نه قوای نظامی داریم و نه انتظامی داریم و نه ساز و برگ جهاد و جنگ. او همچو گمان کرد و گمان می‌‏کرد تا چند ساعت تهران را هم فتح خواهد کرد. او غافل از خدا بود. او فکر نکرده بود که ما یک ملتی داریم که منسجم با هم است و همه ایمان دارند و ایمان است که آن‌ها را بر مسائل و بر مشکلات غلبه می‌‏دهد. آن‌ها تفکر نکردند، تأمل نکردند که شاه خائن سابق که دارای همه قوا بود و همه قدرت‌ها با او بودند و پشتیبانی می‌‏کردند، همین ملت غیور ایران با قدرت ایمانی او را به جهنم فرستادند. او تصور این را نکرد که ملت ایران همه قدرت‌هایی که پشتیبان محمدرضای مخلوع بودند کنار زد و دست همه را از منابع خودش و سلطه همه را قطع کرد. او از این معانی غفلت کرد از باب اینکه اعصابش ضعیف است. من از اوّلی که این شخص روی کار آمد گفتم به اشخاص که آدم خطرناکی است؛ برای اینکه این در حال جنون است، اعصاب این آدم کار نمی‌‏کند و حالا ثابت شد این معنا.

 

مع‌‏الأسف گمان می‌‏کنند بعضی که ما منزوی شده‏‌ایم به واسطه مخالفت با امریکا، خیر، امریکا منزوی شد. میزان ملت‌هاست؛ شما سرنیزه را از روی ملت‌ها بردارید و مردم را آزاد بگذارید ببینید کی منزوی است. الآن هم که سرنیزه‏‌ها هست در داخل عراق، ملت عراق با ما هستند و عنقریب، ان‏شاءاللّه‏، انفجاری در عراق پیدا خواهد شد، نظیر انفجاری که در ایران بود. ما منزوی نیستیم، آن‌هایی که ظالم هستند و به ما ظلم کرده‏اند منزوی هستند؛ برای اینکه میزان ملت‌ها هستند. ما قبل از این انقلاب منزوی بودیم؛ برای اینکه، ملت‌ها با ما توجهی نداشتند. بعد از انقلاب، هم ملت ما منسجم شد و یک شد، یدٌ واحِدهٌ عَلی مَنْ سِواهُم شد و هم همه ملت‌های ضعیف حتی ملت‌های غیر اسلامی که جزء مستضعفین شدند با ما هستند. چطور ما منزوی هستیم؟ بله دولت‌هایی که هستند، دولت‌هایی که ملت‌هایشان هم با آن‌ها موافق نیستند، آن‌ها با ما مخالفند و ما باکی نداریم از این معنا. ما این انزوا را با آغوش باز استقبال می‌‏کنیم؛ برای اینکه ما تا منزوی نشویم و تا دستمان از پیش ابرقدرت‌ها و قدرت‌های دیگر کوتاه نشود، خودمان نمی‌‏توانیم کار خودمان را انجام بدهیم و سر پای خودمان بایستیم. ما باید منزوی بشویم تا مستقل بشویم. باید منزوی بشویم تا آزاد بشویم. انزوا برای ما هیچ طرح نیست و ما از انزوای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ابداً باک نداریم؛ برای اینکه میزان ملت‌ها هستند و ملت‌ها با ما هستند. شما اگر رادیو‌ها را ملاحظه کنید در سطح جهان، تمام جهان با ما اظهار موافقت کردند و با ما خواسته‌‏اند که در جبهه جنگ حاضر بشوند و ما را از این غائله به اصطلاح خودشان نجات بدهند و ما احتیاج به این نداریم. ما همچو سیلی خواهیم زد به صدام و حزب بعث عراق که دیگر بلند نشود از جای خودش. ما باید این اشتباه را رفع کنیم، هم از دولت غاصب عراق و هم از سایر دولت‌های اسلامی که گمان می‌‏کنند اگر هجومی به ایران بشود ایران صدمه به آن وارد می‌‏شود. ایران یک موجود الهی است که هیچ چیز او را صدمه نخواهد زد. ایران واحد است و با دست واحد، ۳۵ میلیون جمعیت با صدای واحد در مقابل قدرت‌ها ایستاده است و هیچ قدرتی نمی‌‏تواند یک ملت را منزوی کند. و هیچ ملتی نمی‌‏تواند بر یک ملتی که بپاخاسته است حکومت کند.

 

شما ملاحظه کنید افغانستان را. افغانستان در عین حال که احزاب چپی دارد که قدرتمندند و حکومتش هم با ملت مخالف است و ملت هم با حکومت و آن قوای ابرقدرت هم وارد در آنجا شده است، آنچنان صدمه سیاسی به شوروی وارد شد در این کار که پیش همه ممالک مفتضح شد. آنچنان سیلی زدند چریک‌های قدرتمند افغانستان به روی شوروی که باید سرش را بلند نکند. و ایران از افغانستان قوی‌تر است. برای اینکه ایران دسته‌‏جات مختلف ندارد. اگر چهار تا فرض کنید که ساواکی یا کمونیست در اینجا هست، این‌ها چیزی نیستند و در قبال ملت ما ناچیزند. اما ملت ما با دولت، قوای انتظامی همه با هم هستند. و بحمداللّه‏، هم قوای انتظامی ما الآن قوی است و هم سازوبرگ ما قوی است و این سازوبرگی است که دشمن ما برای ما تهیه کرد. این سازوبرگ بسیار زیادی است که امریکا برای ما تهیه کرد، او تهیه کرد که در مقابل شوروی بایستد و به دست ما افتاد و ما در مقابل خودش و هر دولت دیگری ایستادگی داریم. قدرت ما را این‌ها نمی‌‏دانند؛ آن قدرت معنوی که در ایران هست، آن قدرت اسلامی که در ایران هست باز ادراک نکرده‏اند.

 

مسلمین باید توجه به قدرت اسلام داشته باشند. این قدرت اسلام بود که با دست خالی یک ملتی را بر یک دولت غاصب بزرگ و ابرقدرت‌های بزرگ عالم غلبه داد، این قدرت اسلام بود. چرا مسلمین از این قدرت غافلند؟ چرا دولت‌های اسلامی از این قدرت اسلام غافل هستند؟ چرا باید در طول سال‌های متمادی دولت‌های عربی سیلی بخورند از صهیونیسم؟ چرا باید در تحت سلطه قدرت‌های خارجی باشند؟ چرا خودشان با هم مجتمع نمی‌‏شوند؟ چرا به آیات شریفه قرآن عمل نمی‌‏کنند؟ چرا با هم مجتمع نیستند؟ چرا به احادیث نبی‏ اکرم اعتنا نمی‌‏کنند که فرموده است: مسلمین یدٌ واحِدهٌ علی مَن سِواهُم؟ مع‏‌الأسف بین خودشان اختلافات است. مشکل مسلمین همین است که اختلاف انداخته‏‌اند بینشان. و بعد از جنگ عمومی این نقشه کشیده شد و قدرت اسلام را دیدند و نقشه کشیده شد و دولت‌های اسلامی را از هم جدا کردند و مسلمین را با هم مخالف کردند و دولت‌های اسلامی با هم دشمن شدند. این مشکلی است که حل باید بشود. این مشکلی است که در روز عید و در روز عرفه در پناه خانه خدا باید حل بشود. این مشکلی است که سران قوم مجتمع بشوند در مکه معظمه، امر خدای تبارک و تعالی را اطاعت کنند و با هم در آنجا اجتماع کنند و با هم مشکلات خودشان را در میان بگذارند و غلبه کنند بر مشکلات خودشان. اگر یک همچو امری واقع بشود احدی از قدرت‌ها نمی‌‏تواند با شما مقابله کند. شما مسلمین همه چیز دارید. شما مسلمین قدرت اسلام دارید که بالا‌ترین چیزهاست، بالا‌ترین سلاح‌هاست. و شما مسلمین صحرا‌ها و دریاهای وسیع و کشورهای بسیار وسیع دارید و غنی هستید. در عین حالی که شما از حیث همه چیز غنی هستید مع‏ذلک، بیشتر مستمندان شما به حال فقر دارند زندگی می‌‏کنند؛ این برای این است که شما به اسلام عمل نمی‌‏کنید. شما اموال مسلمین را، آن چیزهایی که باید به نفع مسلمین باشد به غیرمسلمین می‌‏دهید آن هم به یک ثمن بخس. همان ثمن هم در زمان شاه مخلوع، ‌ همان ثمن بخس هم دوباره برمی‌‏گشت به جیب خود امریکا و بعد هم سلاح‌ها را درست می‌‏کردند برای خودشان که مقابله کنند با شوروی و بحمدالله‏ این سلاح‌ها را خدا خواست که به دست ما بیفتد.

 

و امروز در مقابل همه کشورهایی که بخواهند به ما تعدی کنند قیام خواهیم کرد. و ملت ما با قدرت اسلامی با قوای نظامی و انتظامی، با مجاهدین اسلام و با همه قدرت‌های مسلح و غیرمسلح با هم هستند و کسی نمی‌‏تواند به این مملکت تعدی کند. و ما نمی‌‏دانیم که چرا مسلمین یعنی، ممالک اسلامی، والاّ خود مسلمین با ما هستند چرا ممالک اسلامی پا میان نمی‌‏گذارند و این آدم را به پای میز محاکمه نمی‌‏کشانند. از چه می‌‏ترسند؟ صدام باید محاکمه بشود همان طوری که کار‌تر باید محاکمه بشود. او برای نفع خودش عمل می‌‏کرد و این ملعون برای نفع امریکا عمل می‌‏کند. او برای اینکه چند کیلومتر زمین خشک، برای این لشکرکشی نمی‌‏کند و این همه جمعیت اسلام را چه از آن طرف و چه از این طرف به قتال وادارد و به کشتن بدهد و آن همه میلیارد‌ها دینار عراقی و تومان ایرانی را به این دو تا کشور ضرر بزند و آن سلاح‌هایی که باید ما در مقابل دشمن و در مقابل صهیونیسم و امپریالیسم باید به کار بیندازیم به روی هم بکشیم. و این یک جنایتی است که صدام کرده. ما مدافع هستیم از منافع خودمان، ما مدافع از اسلام هستیم. ما می‌‏شناسیم این آدم را. من در عراق هم می‌‏شناختم این آدم را، که این آدم چنانچه خدای نخواسته دستش باز بشود از عَفلق بد‌تر است و عفلق، اسلام را مخالف همه چیز خودش می‌‏داند.

 

ما مدافع اسلام هستیم و مدافع اسلام با جان و مال و عزیزان خودش دفاع می‌‏کند و هرگز نخواهد نشست. ما چه پیروز بشویم در عالم ماده و چه غلبه بکنیم، غلبه با ماست. پیغمبر اسلام هم در بعضی از جنگ‌ها شکست خورد، لکن غلبه با او بود. اولیای اسلام هم در بعضی از جنگ‌ها دشمنان غلبه بر آن‌ها کردند، لکن غلبه با آن‌ها بود. غلبه با حق است. باطل زَهُوق است؛ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً. ما در این روز به همه مسلمین دعا می‌‏کنیم و دست تضرع پیش خدای تبارک و تعالی بلند می‌‏کنیم که مسلمین بیدار بشوند، حکومت‌های اسلامی بیدار بشوند. حکومت‌های اسلامی توجه کنند به اینکه مشکلاتشان را رفع کنند، این وابستگی خودشان را به ابرقدرت‌ها بردارند از میان، مستقل بشوند، خودشان باشند، خودشان اداره کنند ممالک خودشان را. ما اینکه می‌‏گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نکنند که ما می‌‏خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همه کشورهای مسلمین را از خودمان می‌‏دانیم. همه کشور‌ها باید در محل خودشان باشند.

 

ما می‌‏خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت‌ها فاصله گرفتند و دادند و دست آن‌ها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملت‌ها و در همه دولت‌ها بشود، آرزوی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملت‌ها بیدار بشوند و همه دولت‌ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و از این تحت سلطه بودنی که هستند و از اینکه همه مخازن آن‌ها دارد به باد می‌‏رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌‏کنند نجات بدهد.

 

خدای تبارک و تعالی این عید را بر همه مسلمین مبارک کند. و این عید و این روز مبارک است بر ملت ایران که در جنگ است و مبارک است بر آن‌هایی که شهید شدند و مبارک است بر آن‌هایی که شهید دادند. خدای تبارک و تعالی به ما هم این فرصت را بدهد که در راه او شهید بشویم. والسلام علیکم و رحمه‌الله‏ و برکاته»

 

 

منابع:

 

صحیفه امام خمینی، جلد سیزدهم

روزنامه کیهان، ۲۹ مهر ۱۳۵۹