۲۶ آبان ۱۳۱۲ | سردار اسعد بختیاری بازداشت شد

تاریخ برگزاری : ۲۶ آبان ۱۳۹۸ روزشمار وقایع و رویدادها

تاریخ ایرانی: در روز ۲۶ آبان ماه ۱۳۱۲ جعفرقلی‌خان بختیاری مشهور به سردار اسعد از فاتحان تهران در جریان انقلاب مشروطه و وزیر وقت جنگ، به اتهامات نامعلوم بازداشت و روانه زندان شد.

 

جعفرخان سردار اسعد معروف به سردار بهادر، فرزند ارشد علیقلی‌خان بختیاری در سال ۱۲۵۹ شمسی در چهارمحال و بختیاری متولد شد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دروس معمول زمان، به فراگیری سوارکاری، تیراندازی و آیین سپاهی‌گری پرداخت و فنون جنگی را آموخت. او همچنین با سفر به اروپا، چندصباحی در آنجا ماند و طی این مدت زبان فرانسه را فراگرفت.

 

در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی چند روز پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت، سردار اسعد برای تقویت نیروی مرکزی با هزار سوار بختیاری وارد تهران شد و بلافاصله به عضویت دادگاه عالی انقلاب تعیین شد. در همین دادگاه بود که گروهی از مخالفین مشروطه از جمله شیخ فضل‌الله نوری محاکمه و به اعدام محکوم شدند.

 

سردار بهادر چند ماه پس از ورود به تهران مأمور دفع دو غائله زنجان و آذربایجان شد و در رأس پانصد سوار بختیاری به اتفاق یپرم‌خان ارمنی، رئیس نظمیه عازم مأموریت جنگی شد. اولین برخورد جنگی این نیرو در زنجان بود. در آنجا ملاقربانعلی مجتهد متنفذ و مستبد علیه مشروطه‏‌خواهان دست به شورش زده بود و شهر زنجان در تصرف او بود. در پی حمله نیروهای اسعد و یپرم، ملاقربانعلی شکست خورد و نیروهایش متواری شدند. نیروهای فاتح، ملا را بازداشت و به تهران اعزام کردند. سردار اسعد و یپرم‌خان پس از پیروزی بر حاکم زنجان، عازم آذربایجان شدند که هنگام ورود به تبریز با استقبال مخبرالسلطنه والی و ستارخان سردار ملی مواجه شدند. سردار بهادر در این مأموریت شورش در اردبیل، سراب و اهر را خاتمه داد و با تعدادی اسیر و غنایم جنگی در میان استقبال گسترده مردم به تهران بازگشت.

 

در سال ۱۲۸۹ پس از تصویب قانون خلع سلاح چون ستارخان و باقرخان از تحویل سلاح‏‌های مجاهدین آذربایجانی خودداری کردند، سردار بهادر و یپرم‌خان رئیس نظمیه مأمور خلع سلاح آنان شدند، در نتیجه بین قوای ستارخان و باقرخان که در پارک اتابک ساکن بودند با نیروهای دولتی که اغلب آن‌ها سواران بختیاری بودند، جنگ سختی درگرفت و سرانجام مجاهدین آذربایجان با برجای گذاشتن چندین کشته و مجروح، خلع سلاح شدند. در این زد و خورد، ستارخان هم از ناحیه پا به شدت مجروح شد و پس از چندی درگذشت.

 

در سال ۱۲۹۰ محمدعلی میرزا، شاه مخلوع قاجار که در تبعید به سر می‌برد، به اتفاق برادران خود منصور میرزا شعاع‌‏السلطنه و ابوالفتح میرزا سالارالدوله به قصد تصاحب دوباره تاج و تخت وارد ایران شدند و به سرعت نواحی کرمانشاه، کردستان، لرستان، گرگان، مازندران، اراک، و شاهرود به تصرف آن‌ها درآمد و اولین اردوی شاه سابق به فرماندهی میرزا علی‌خان ارشدالدوله در ورامین تهران آرایش جنگی گرفت. در این هنگام بود که سپاهی از تهران به فرماندهی جعفرقلی سردار بهادر و یپرم رئیس نظمیه برای مقابله با آنان به ورامین رفتند. در جعفرآباد ورامین با قرار گرفتن دو اردوی جنگی در مقابل یکدیگر، جنگ آغاز شد. در این نبرد با وجود اینکه نیروی شاه مخلوع و ارشدالدوله از نظر تعداد بر نیروی دولتی برتری داشت، اما پیروز میدان نیروهای تحت امر اسعد و یپرم بودند. در پی شکست قوای محمدعلی میرزا، شاه سابق گریخت و ارشدالدوله فرمانده لشکر او نیز دستگیر و اعدام شد.

 

سردار بهادر پس از شکست قوای محمدعلی میرزا و چند مأموریت جنگی دیگر، به حکومت عراق منصوب شد و چند سال در آنجا باقی ماند. در سال ۱۲۹۶ شمسی بود که علیقلی‌خان سردار اسعد درگذشت و طبق فرمان احمدشاه عنوان و لقب سردار اسعد به سردار بهادر تعلق گرفت و از این تاریخ وی را به عنوان سردار اسعد بختیاری شناختند. همان سال بود که در کابینه میرزا حسن‌خان مستوفی‌‏الممالک وزیر پست و تلگراف شد و در مجموع سه ماه وزیر ماند. سه سال بعد با سمت والی به کرمان رفت و بعد از آن به استانداری خراسان رسید. در سال ۱۳۰۳ شمسی در کابینه سوم و چهارم سردار سپه به عنوان وزیر پست و تلگراف معرفی و در کابینه مهدیقلی هدایت مخبرالسلطنه به سمت وزیر جنگ تعیین شد. این کابینه متجاوز از شش سال بر سر کار بود و در تمام این مدت سردار اسعد که نام خانوادگی «اسعد» را برای خود انتخاب کرده بود، در رأس وزارت جنگ قرار داشت ولی عملاً کارهای وزارت جنگ را شخص شاه انجام می‏‌داد.

 

در فاصله سال‏‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ که شورش عشایر فارس آغاز شد و دامنه آن به چهارمحال و بختیاری هم کشیده شد، اسعد تلاش فراوان کرد و در میانه «جنگ تامرادی» که قسمت اعظم نیروی نظامی ایران در آن کشته شده بودند، با چهارصد سوار بختیاری به منطقه رفت و اوضاع آنجا را امنیت بخشید.

 

جعفرقلی اسعد از دوستان و نزدیکان رضاشاه بود. در غالب مسافرت‏‌ها او را همراهی می‏‌کرد و از جمله در سفر جنگی سردار سپه به خوزستان و در سفر وی به آذربایجان و ملاقات با سمیتقو همراه شاه بود. او همچنین در مسافرت شاه به خراسان برای رسیدگی به وضع لشکر شرق و ماجرای قیام لهاک خان در مراوه‌تپه و مجازات آن‌ها رضاشاه را همراهی می‌کرد. غیر از همراهی با شاه در مسافرت‏‌ها و بازدید‌ها، اسعد یکی از معدود نزدیکان رضاشاه بود که هفته‌‏ای چند نوبت او را در کاخ ملاقات می‏‌کرد و بعد از تیمورتاش نزدیک‌ترین شخص به پهلوی اول به حساب می‌آمد.

 

در سال ۱۳۱۲ شمسی محمدعلی فروغی به نخست‌‏وزیری رسید. در این دوره اسعد کماکان عهده‌‏دار وزارت جنگ ماند. در‌ همان سال طبق سنوات گذشته شاه برای شرکت و مشاهده مسابقات اسب‏دوانی به دشت گرگان عزیمت کرد. در این مسافرت، اسعد در صف مقدم همراهان شاه قرار داشت اما پس از انجام مراسم اسب‌‏دوانی و توزیع جوایز توسط اسعد در روز ۲۶ آبان ۱۳۱۲ شمسی، سرهنگ سهیلی رئیس اطلاعات شهربانی سردار اسعد را بازداشت و بلافاصله وی را راهی زندان قصر کرد. همزمان با این واقعه، تعداد زیادی از رؤسای عشایر تبعیدی در تهران و دیگر افراد صاحب‌نفوذ در مناطق ایلی جنوب دستگیر شدند. گذشته از اکثر خوانین بختیاری، تعدادی از سران دیگر ایلات نیز بازداشت شدند و به زندان افتادند. عده‏‌ای از خوانین بختیاری که نماینده مجلس بودند نیز پس از سلب مصونیت توقیف شدند. در همین زمان، قوام‌‏الملک شیرازی که از یاران و دوستان صمیمی سردار اسعد بود، نیز بازداشت شد.

 

جعفرقلی اسعد بیش از چهارماه در زندان به سر برد تا اینکه در روز دهم فروردین ۱۳۱۳ جسد وی را تحویل بازماندگان دادند. عباس اسکندری در کتاب «محکمه عالی اختصاصی» درباره سردار اسعد می‌نویسد: «مدعی‌العموم برای توقیف و قتل او، ره به جایی نبرد، اما دوستی سردار اسعد با تیمورتاش و تلاش برای نجات جان وزیر دربار، مخالفت رؤسای بختیاری با دولت مرکزی یا داشتن سهام نفت جنوب از زمره اتهامات آشکار و پنهان وی به حساب می‌آمد. در اوایل فروردین ۱۳۱۳ با خوراندن غذای مسموم، قصد داشتند که به نحوی او را به هلاکت برسانند، اما موفق نشدند…او را شکنجه‌ها دادند تا بالاخره با تزریق سرنگ، بطور وحشتناکی، جانش را گرفتند.»

 

همزمان با مرگ اسعد، عده‏‌ای از سران عشایر و ایلات بختیاری در جنوب به حکم دادگاه نظامی در زندان قصر به چوبه دار سپرده شدند و عده زیادی نیز به حبس‏‌های طویل‌‏المدت محکوم شدند که تنی چند از آنان در زندان درگذشتند. از جمله منوچهر و محمدتقی اسعد برادران تنی جعفرقلی، به حبس محکوم شدند و خانبابا اسعد برادر دیگرش در زندان تلف شد.

 

پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضاشاه از ایران، در مجلس و مطبوعات سر و صدای زیادی بلند شد و وراث مقتولین دوره رضاشاه از جمله سردار اسعد به خونخواهی آنان به عدلیه شکایت بردند. ابتدا در دیوان کیفر و سپس در دادگاه جنایی تهران پرونده قتل عده‌‏ای از جمله جعفرقلی اسعد مطرح شد و رؤسا و عوامل نظمیه به محاکمه کشیده شدند. در همین زمان بود که پزشک احمدی پزشک بهداری زندان قصر در رابطه با قتل چند تن از جمله سردار اسعد مجرم شناخته و محکوم به اعدام شد.

 

 

منابع:

 

رضاشاه و قشون متحدالشکل، باقر عاقلی، نشر نامک

خاطرات سردار اسعد بختیاری، به کوشش ایرج افشار، انتشارات اساطیر

شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، نشر گفتار

ماجرای قتل سردار اسعد بختیاری، خاطرات علی صالح اردوان ایلخان بختیاری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی