پربیننده ترین مطالب

آخرین مطالب

آخرین مطالب پرونده ها

26 ارديبهشت  |  حزب مردم تاسیس شد

تاریخ ایرانی: روز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۶ حزب مردم که از اوایل‌‌‌ همان سال شایعه تشکیل آن با عنوان حزب کشاورزان بر سر زبان‌ها بود، به دبیرکلی امیر اسدالله علم رسما تاسیس شد و شروع به عضوگیری کرد. در ابتدا برای حزب مردم مرامنامه و اساسنامه‌ای تدوین و بر اساس آن‌ها اهداف، سازمان، نحوه عضوگیری و فعالیت حزب مشخص شد. حزب مردم در فلسفه وجودی خود باید نقش حزب اقلیت را ایفا می‌کرد و هیچ‌گاه امکان دسترسی به اکثریت نداشت و نباید برای خروج از این وضعیت اقداماتی را صورت می‌داد.

 

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و قدرت‌یابی مجدد محمدرضا پهلوی، ایران شاهد استبدادی دوباره بود. در قالب این استبداد محمدرضا شاه دست به ایجاد اصلاحاتی در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زد. در راستای اصلاحات سیاسی، شاه در سیاست خارجی با امریکا همگامی بیشتری از قبل نشان داد. در صحنۀ داخلی پس از تثبیت اوضاع، سیستم دو حزبی را به نمایش گذاشت. در این سیستم، حزب اکثریت، «ملیون» و اقلیت، «مردم» نام داشت. درباره انگیزه‌های محمدرضا شاه برای ایجاد نظام دو حزبی در ایران روایت‌های گوناگونی وجود دارد اما خود وی در آستانه تشکیل حزب ملیون در جریان دیدار با نصرالله کاسمی اشاراتی به این انگیزه‌ها داشته است. آخرین شاه ایران در دیدار با دبیرکل حزب اکثریت ملیون می‌گوید: «سال‌ها فکر می‌کردم که به چه دلیل نظام مملکت در شهریور سال ۱۳۲۰ طی ۴۸ ساعت طوری متلاشی شد که سرباز‌ها با لباس کهنه و پای برهنه... در کوچه و بازار تقاضای کمک می‌کردند.... بعد دریافتم که در داخل مملکت تشکیلات و سازمانی وجود نداشت که پایه و اساس محکمی متکی به افکار مردم داشته باشد که بتواند در روزهای سخت تشکیلات موجود را نگه دارد و نگذارد متلاشی شود. از این رو به فکر افتادم که باید در مملکت تشکیلات حزبی ایجاد شود تا منظورم عملی شود. قبلا حزبی تشکیل شده (حزب مردم) که حزب اقلیت است، حالا باید حزب اکثریت تشکیل شود و این کار به عهده شماست.»

 

همانطور که محمدرضا شاه تاکید دارد، به طور کلی در این رویکرد تلاش بر این بود که علاوه بر سازماندهی گروه‌های وابسته در قالب تشکل‌های حزبی، رژیم حاکم وجهه‌ای دموکراتیک از خود به نمایش بگذارد تا با جلب مشارکت مردمی مشروعیت کسب کند. شاه در سخنرانی خود در اردیبهشت ۱۳۳۶ خطاب به سناتور‌ها می‌گوید: «مفهوم دموکراسی، آزادی مردم در اظهار عقیده و تشکیل احزاب است و حالا که احزاب را تشکیل داده‌ایم، دموکراسی داریم» و در جای دیگر می‌گوید: «در اجتماع ما که بر اساس رژیم پارلمانی و دموکراتیک اداره می‌شود... [اساس کار بر محور] سیستم دو حزبی، حزب موافق دولت و حزب مخالفت دولت [قرار دارد]» و منظور شاه از احزاب مذکور، دو حزب ملیون و مردم بود.

 

در چنین شرایطی بود که بعد از ابراز تمایل شاه برای برقراری سیستم دو حزبی در سخنرانی‌ها، طرفداران وی به تکاپو افتادند تا زمینه ایجاد چنین احزابی را به وجود آورند. اولین قدم در راه تأسیس حزب را بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امیر اسدالله علم از چهره‌های شاخص دربار و نزدیکترین افراد به محمدرضا شاه برداشت. او در روز پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۶ در مصاحبه‌ای مطبوعاتی، تشکیل حزب مردم را با همکاری و مشارکت عده‌ای از روشنفکران و دانشگاهیان اعلام و اهداف این حزب را تشریح کرد و گفت اعضای مؤسس حزب ۲۵ نفرند ولی فعلا ۱۴ نفر از اعضای مؤسس معرفی می‌شوند که عبارتند از: امیر اسدالله علم، پروفسور یحیی عدل، دکتر امیر بیرجندی، محمد الهی، مهندس مهدی شیبانی، دکتر حسن ستوده تهرانی، مهندس کیقباد ظفر، دکتر موسی عمید، دکتر احمد فرداد، دکتر حسن افشار، دکتر محسن مظاهری، دکتر علی معارفی، دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر علی‌اکبر بینا.

 

علم هدف حزب را از لحاظ رژیم سیاسی، حفظ و استقلال و تمامیت ارضی و جغرافیایی سیاسی کشور، حفظ کلیه آزادی‌هایی که قانون اساسی و منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر به همه افراد داده و از لحاظ سیاست خارجی حفظ و ایجاد رابطه حسنه و حسن تفاهم کامل با کلیه کشورهایی که به استقلال و تمامیت ارضی کشور ما احترام می‌گذارند، اعلام داشت و از لحاظ رژیم اقتصادی، اصلاحات در امور کشاورزی، صنعتی، بازرگانی، اداری، اجتماعی و فرهنگی را اعلام کرد.

 

با تشکیل حزب مردم، کشور به سوی سیستم حزبی مطلوب شاه در حرکت بود اما به این حزب، و حزب رقیب (ملیون) که پس از چندی به وجود آمد ایراداتی وارد بود که مهم‌ترین آن منشأ غیرمردمی آن‌ها، و ایجاد احزاب از بالا بود؛ به همین جهت این احزاب را فرمایشی و یا دستوری خواندند و حتی این دو ارگان (حزب مردم و ملیون) به عنوان احزاب «بله» و «البته قربان» مشهور شدند.

 

 

مرامنامه حزب؛ پیوسته در تغییر

 

مرامنامه حزب مردم گرچه حاوی نکات تازه‌ای بود و شرایطی آرمانی را برای جامعه ترسیم می‌کرد ولی بار‌ها در طول عمر این حزب، دستخوش تغییر و تحول گردید. اولین بار پس از تصویب و اجرای لوایح شش‌گانه، سران حزب مدعی شدند که دیگر مسئله تساوی زن و مرد، اصلاحات ارضی و سهیم کردن کارگران در عواید کارخانه‌ها که با تصویب طرح شش‌گانه، جزء اصول قطعی مملکتی درآمده نمی‌تواند جایی در مرامنامه یک حزب مترقی داشته باشد، بلکه باید مرامنامه این حزب متناسب با شرایط زمان در جهت ترقی، تکامل یابد؛ بنابراین حزب درصدد برآمد تا برای هماهنگی کامل با انقلاب سفید و مصوبه ششم بهمن در مرامنامه خود تجدیدنظر کند. برای بار دوم پس از ۱۰ سال مرامنامه حزب در کنگره چهارم مورد تجدیدنظر قرار گرفت و اصلاحاتی در آن انجام پذیرفت. زیرا ناصر عامری دبیر کل وقت حزب معتقد بود در ۱۰ سال گذشته تحول بسیاری در زمینه‌های گوناگون صورت گرفته و لازم است که حزب آرمان‌ها و اصول عقاید خود را با آنچه مملکت بدان نیاز دارد منطبق کند.

 

 

مختصری از مهم‌ترین مواد مرامنامه آخر عبارت است از:

 

اصول عقاید سیاسی:

الف) سیاست داخلی: آزادی فعالیت‌ سیاسی شامل آزادی اندیشه، تدوین و نشر عقاید و افکار و اجتماعات، بی‌تبعیض بودن قانون نسبت به همه مردم، استقلال کامل قوه قضاییه، تفکیک امور محلی از امور مملکتی و سپردن کارهای محل به خود مردم.

 

ب) سیاست خارجی: حفظ و استقلال و تمامیت جغرافیایی کشور، رعایت اصول منشور ملل متحد، حمایت از همه ملت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز و عدم دخالت در امور داخلی کشور‌ها، توجه به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و موقعیت سیاسی کشورهای توسعه نیافته.

 

اصول عقاید اجتماعی:

مقدم بودن منافع اجتماع بر منافع فرد، حق داشتن کار برای تمام ملت ایران، تأمین اجتماعی در برابر بیکاری، بیماری، حادثه، معلولیت، و پیری، ایجاد تعاونی‌ها، گسترش اتحادیه‌های صنفی و کارگری، حمایت از محیط زیست، کاهش فاصله حقوق و دستمزد‌ها، دگرگون شدن نظام اداری کشور همگام با دگرگونی اجتماعی و نیازهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، از بین رفتن تبعیض در دستگاه اداری، تأمین مسکن برای عموم مردم، تنظیم خانواده و نظارت بر جمعیت و رابطه کارگر و کارفرما به سود جامعه تنظیم، ارشاد و اداره شود.

 

اصول عقاید اقتصادی:

منابع ملی شده در مالکیت دولت، صنعتی ‌شدن همراه با رشد بخش کشاورزی، عادلانه بودن رابطه تولید و توزیع و مصرف، ایجاد تسهیلات لازم و ارشاد و راهنمایی بخش خصوصی، بازرگانی خارجی در کنترل دولت و بازرگانی داخلی با ارشاد دولت در دست بخش خصوصی، تأمین اعتبار کافی برای بخش‌های گوناگون توسط نظام بانکی، نظام مالیاتی تصاعدی، تشویق فعالیت بخش خصوصی در کشاورزی، حفظ منابع طبیعی برای نسل آینده.

 

اولین وظیفه حزب، شرکت در انتخابات بود، این حزب می‌بایست در هر انتخاباتی چه موافق میل اعضا و اولیای حزب باشد یا نباشد و چه امید موفقیت داشته باشد یا نداشته باشد شرکت نماید، حتی اگر این عمل به صورت اسمی باشد. دومین وظیفه حزب، شرکت در مراسمی بود که به مناسبت‌های مختلف برگزار می‌شد، در هر مورد حزب می‌بایست با انتشار اطلاعیه شرکت خود را در مراسم مزبور اعلام کند. وظیفه سوم، تعریف و تمجید از فرمان‌ها و دستورات شاه و تبلیغ آن در بین اعضاء و مردم بود. حزب چنین وانمود می‌کرد که وظیفه حزب نه انتقاد از فرمان‌های شاه و بیان اشکالات احتمالی آن‌ها که مراقبت در اجرای صحیح این فرمان‌ها است. در مجموع، فعالیت ۱۷ساله این حزب را می‌توان به پنج دوره تقسیم کرد: ۱- دبیرکلی علم، ۲- دبیرکلی یحیی عدل، ۳- دبیرکلی علینقی کنی، ۴- دبیرکلی ناصر عامری، ۵- دبیرکلی محمد فضائلی.

 

 

دوره اول- اوج فعالیت‌های حزب به رهبری علم

 

در ابتدای تأسیس حزب بیشترین فعالیت حزب برای عضوگیری اعضاء بود. عمده‌ترین یارگیری اسدالله علم در اولین سال تأسیس حزب مردم از میان نمایندگان مجلس شورای ملی دوره نوزدهم صورت گرفت. اسدالله علم در یارگیری از مجلس شورای ملی دوره نوزدهم توانست حدود ۴۰ نفر را با خود همراه سازد و به عضویت حزب مردم درآورد. این تعداد در واقع از اعضای فعال حزب مردم شدند و در شورای مرکزی حزب به عضویت پذیرفته شدند.

 

با گسترش روزافزون نوسازی اقتصادی و ایجاد کارخانجات جدید و افزایش جمعیت کارگری و مشکلات آن‌ها، دیگر گروهی که حزب خواستار عضوگیری آن‌ها بود کارگران بودند. حزب مردم در بهبود وضع کارگران و طبقات محروم جامعه در چارچوب ساختار سیاسی و اقتصادی موجود آن روز اقدامات مفیدی هم انجام داد. حزب طرحی را برای جلوگیری از اخراج کارگران به مجلس داد، از طرفی برای حفظ جان کارگران و تأمین بهداشت آنان فعالیت‌های وسیعی با همکاری حزب مردم شروع شد. در سال ۱۳۳۷ نیز قانون کار برای کارگران به تصویب رسید. در این قانون ساعت کار کارگران روزانه هشت ساعت تثبیت شد و در هفته یک روز تعطیل و در سال ۱۲ روز مرخصی با استفاده از حقوق، اجباری گردید.

 

طبقه محروم اجتماعی دیگری که مورد نظر حزب مردم قرار گرفت، کشاورزان بودند. علم با پشتیبانی از اصلاحات ارضی و شرکت در آن، خود را مدافع حقوق کشاورزان و تهیدستان روستایی نشان می‌داد. همچنین از طرف حزب مردم فعالیت‌ها و تبلیغات مستمری برای جذب گروه‌ها و جمعیت‌های روشنفکری، افراد صاحب نفوذ و یا روحانیون صورت می‌گرفت.

 

اولین کنگره حزب مردم در ۲۶ مهرماه ۱۳۳۸ برگزار شد. علم در گزارش دبیرکلی خود در این کنگره در مورد علل ایجاد حزب و اهداف آن گفت: «حزب مردم برای تجسم و تقدس یک نیت پاک و وطن‌خواهانه و آزادمنشانه شخص اعلیحضرت محمدرضا پهلوی به وجود آمد. ما می‌خواستیم با تشکیل این حزب از شاهنشاه دموکرات‌منش خود سپاسگزاری کنیم و قسمتی از این نیت بزرگوارانه را عملا تحقق بخشیم و اینک در آستانه اولین کنگره حزبی می‌توانیم با جرأت به شاهنشاه بزرگوار خود اطمینان بدهیم که حزب مردم به عنوان یک مکتب شاه‌دوستی آماده هرگونه جانبازی در راه نیات شاهنشاه است.»

 

در انتخابات مجلس بیستم که سال ۱۳۳۹ برگزار شد، حزب مردم موفق شد ۴۰ کرسی پارلمان را کسب کند اما با آشکار شدن تقلبات فراوان و تبانی و زد و بند حزب مردم به عنوان اقلیت و حزب ملیون به دبیرکلی دکتر اقبال نخست‌وزیر وقت به عنوان حزب اکثریت، این انتخابات توسط شاه باطل اعلام شد. با این ابطال اقبال از نخست‌وزیری استعفاء داد و علم نیز از رهبری حزب کناره‌گیری کرد. در این سال در تهران هفت هزار نفر فرم‌های عضویت در حزب را پر کرده و عضو رسمی حزب شده بودند. این تعداد در تمام شهرستان‌های ایران به ۶۰ هزار نفر نمی‌رسید.

 

 

دوره دوم- آمدن پروفسور عدل و افول حزب

 

پس از استعفای علم و دبیرکلی پرفسور یحیی عدل، حزب به میزان زیادی اهمیت و نفوذ خود را از دست داد. در بین سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲، ‌ اغلب اعضاء و مقامات موثر آن از این حزب کناره‌گیری کردند و عناصر باقی‌مانده در حزب نیز هیچ‌گاه وحدت نظر لازم را نداشتند.

 

در خلال این سال‌ها از باقیمانده اعضای فعال حزب در تهران به تدریج کاسته می‌شد و فعالیت‌های حزب منحصر به تشکیل جلسات هفتگی در محل باشگاه حزب با حداقل ۱۰ و حداکثر ۷۰  نفر از اعضاء و کارگردانان حزب بود. در اواخر حکومت دکتر امینی وضعیت حزب مردم، نظیر حزب ملیون چنان متزلزل شد که فقط حدود ۲۸ نفر در حزب مردم باقی ماندند. برای رفع مشکلات و اختلافات درونی حزب و رکود ناشی از آنکه حزب را در آستانه انحلال قرار داده بود، سرانجام عدل دومین کنگره حزب را در سال۱۳۴۰ با حضور ۲۰۸ نماینده تشکیل داد.

 

در انتخابات دوره بیست‌ و یکم مجلس در سال ۱۳۴۲، حزب مردم با ۱۶ نماینده بار دیگر نقش حزب اقلیت را در برابر حزب اکثریت ایران نوین بازی کرد. پس از قتل منصور و کاهش فعالیت‌های سیاسی حزب ایران نوین، حزب مردم با برگزاری سمینارهایی درصدد تجدید حیات خود برآمد و در اسفند ۱۳۴۵ سومین کنگره حزبی با حضور ۳۹۳ نماینده برگزار شد. در سال ۱۳۴۶ در انتخابات دوره بیست‌ و دوم مجلس حزب مردم توانست ۳۱ نماینده به مجلس بفرستد. در آذر ماه ۱۳۴۷ رهبری حزب و اعضای آن به حضور شاه رسیدند. محمدرضا شاه حزب مردم را به فعالیت بیشتر تشویق کرد و این سخنان منجر به گسترش فعالیت‌های حزبی در تهران و شهرستان‌ها شد.

 

در سال ۱۳۵۰، حزب مردم در انتخابات دوره بیست ‌و سوم شرکت کرد و توانست همچنان در نقش اقلیت ۳۷ کرسی مجلس را از آن خود کند. عمده فعالیت دیگر حزب در این سال برگزاری کنگره چهارم با حضور ۵۶۸۱ نماینده بود، در این کنگره پرفسور عدل از دبیرکلی حزب استعفاء داد و علینقی کنی به عنوان دبیرکل جدید انتخاب شد.

 

 

دوره سوم- علینقی کنی و استعفا به دلیل مخالفت با هویدا

 

علینقی کنی در زمان تصدی ۱۵ ماهه دبیرکلی حزب سعی کرد اقداماتی را در زمینه جلب توجه مردم و سر و سامان دادن به تشکیلات حزبی به عمل آورد ولی قبل از توفیق در این مورد به علت بروز اختلافات در کادر رهبری از دبیرکلی استعفا داد. کنی در هنگام اعلام استعفا دلیل آن را ناراحتی قلبی و توصیه پزشک اعلام کرد اما در گزارش‌های ساواک دلایل دیگری را برای این اقدام مطرح شده است. یکی از ماموران ساواک با نام مستعار «شنبه» در گزارشی که تاریخ چهارم مردادماه ۵۱ را دارد، در این باره نوشته است: «ساعت ۱۶:۳۰ روز ۱۳۵۱/۵/۳ جلسه فوق‌العاده شورای عالی حزب مردم با شرکت قریب به ۴۵ نفر از اعضا در محل باشگاه حزب مزبور تشکیل گردید. ابتدا آقای دکتر کنی استعفای خود را از مقام دبیر کلی حزب مردم به شورا تقدیم داشت و علت استعفای خود را چنین بیان کرد که چون من ناراحتی قلبی دارم دکتر معالج منع فعالیت‌های حزبی را توصیه و تجویز نموده است. به همین جهت استعفای خود را تقدیم شورای عالی حزب می‌نمایم. آقای علامه وحیدی و پرفسور عدل با استعفای ایشان مخالفت کردند و پیشنهاد نمودند [تا] انتخاب دبیرکل جدید وظایف مربوطه را انجام دهد ولی این پیشنهاد مورد قبول دکتر کنی قرار نگرفته است. استعفای دبیرکل حزب مردم ناراحتی قلبی نبوده بلکه به خاطر میتینگی بوده که در اصفهان در باغ همایون تشکیل داده که در آنجا شدیداً به دولت حمله نموده و حتی یک کلمه عربی به کار برده است که حزب حاکم را به صورت یک محیط کثیفی دانسته که به خانم‌ها اطلاق می‌شود و شایع است که آقای هویدا بسیار ناراحت شده و مراتب را به شرف عرض همایونی رسانیده و اعلیحضرت همایونی مقرر فرموده‌اند ترتیبی اتخاذ شود که نامبرده از دبیرکلی حزب برکنار شود...»

 

 

دوره چهارم- ناصر عامری و رهبری فردی

 

با یک فاصله تقریبی یک ساله، سرانجام در تاریخ ۱۳۵۲/۴/۶، ناصر عامری رییس وقت صندوق توسعه کشاورزی در جلسه شورای عالی حزب مردم به دبیرکلی حزب تعیین گردید ولی چون وی تا این تاریخ فعالیت قابل توجهی در حزب مردم نداشت از این رو عده‌ای از کادرهای قدیمی حزب این اقدام را تحمیلی از جانب دولت تلقی، و مبارزاتی را با کادر رهبری جدید آغاز کردند و عنوان نمودند ناصر عامری که مدتی است عضویت حزب ایران نوین را پذیرفته شایستگی این سمت را ندارد. در ‌‌‌نهایت این اختلاف منجر به اخراج این گروه به سردستگی مهندس جفرودی گردید. عامری در دوران دبیرکلی خود روش رهبری فردی را در پیش گرفته و مشاورانی را از خارج حزب برگزیده بود و در بسیاری موارد اعضای کمیته مرکزی حزب مردم از طریق روزنامه‌ها از سیاست حزب خود با خبر می‌شدند. سرانجام در هفتم دی‌ماه ۱۳۵۳ روزنامه مردم مطلبی با عنوان «تصمیم کمیته مرکزی حزب مردم» انتشار داده و خبر از برکناری ناصر عامری از دبیرکلی حزب مردم داد.

 

 

دوره پنجم- دبیرکلی محمد فضایلی و سرانجام حزب

 

بعد از برکناری عامری، محمد فضایلی دبیرکل حزب شد، شخصیت وی برای دبیرکلی حزب اقلیت شایسته بود. با توجه به سوابق پیشین، وی سیاست عاقلانه‌ای را در قبال دولت در پیش گرفت و معتقد بود: «چون هویدا نخست‌وزیر ۱۲ ساله مملکت است و نسبت به انتقاد شدید حساسیت دارد چه بهتر که با وی از طرف حزب مردم ایجاد حسن تفاهم نماید و چرا در روزنامه مطالب حاد عنوان گردد که هم به امر تحزب لطمه زند و هم موجب کدورت نخست‌وزیر شود که به هر حال برای حزب اقلیت نتیجه مطلوبی ندارد و دلیل آن هم رویه دولت یا دبیرکل‌های سابق است.» به ‌طور کلی وی آرامش و سکون را بر جنجال و انتقاد ترجیح می‌داد و برنامه‌هایی را در مورد سیاست خارج حزب دنبال می‌کرد که عبارت بودند از:

الف) ایجاد رابطه و حسن تفاهم با نخست‌وزیر

ب) جلوگیری از مبارزات شدید قلمی با حزب اکثریت

ج) ابراز معایب و نواقص کارهای اجرایی یا ارایه راهنمایی‌ها و ارشادهای لازم

د) مطالعه برای کاندیداهای انتخاباتی دوره بیست ‌و چهارم

 

پیش از آنکه فضایلی موفق به اجرای برنامه‌های خود شود، نظر شاه نسبت به سیستم دو حزبی مملکت تغییر کرد و به یک‌باره نظام تک حزبی را مناسب‌تر برای کشور دانست، بنابراین در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ به دستور محمدرضا شاه، «حزب رستاخیز ملی» تشکیل و دیگر احزاب موجود از جمله حزب مردم و ایران نوین در آن ادغام شدند.

 

 

منابع:

 

- حزب مردم، محمدعلی زندی، پژوهشکده فرهنگی باقرالعلوم

- قربانیان باور و احزاب سیاسی ایران، محمود تربتی سنجابی، انتشارات آسیا

- دلیل اصلی استعفای دبیرکل حزب مردم در اسناد ساواک، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
صفحه نخست | پرونده‌ها | پرونده‌های ویژه | گزارش‌های ویژه | تاریخ مصور | از دیگر رسانه‌ها | پاورقی | روزنگار | تاریخ جهان | کاغذ اخبار | دفتر مقالات | گزیده‌های تاریخی | تاریخ شفاهی | کتابخانه
© 2010-2011, Iranian History. All right reserved.
The Site is best viewed at a screen resolution 1200*800, optimized for mozilla firefox.
Design By ACACO.