دیگر مطالب این پرونده

پر بیننده ترین مطالب

آخرین مطالب

نوع مقاله 
 
از هواداری انقلاب تا بی‌اعتنایی انقلابیون/ قذافی در سودای سفر به ایران
سمیه متقی
تاریخ ایرانی: پس از استقلال لیبی در سال ۱۳۴۰ شمسی و روی کار آمدن حکومت سلطان ادریس، هیچ کس باور نداشت که ظرف کمتر از یک دهه، سلطان ادریس با کودتای سروان گمنام کم تجربه‌ای که تنها ۲۷ سال سن داشت، از حکومت خلع شود و تمام مناسبات بین‌المللی این کشور تحت تأثیر این حادثه قرار گیرد. معمر قذافی جوان از سال ۱۳۴۸ که حکومت شاهنشاهی در لیبی را از میان برداشت و جماهیر مردمی سوسیالیستی را تاسیس کرد تاکنون به عنوان حاکم بلامنازع این کشور شناخته شده است.

 

در این میان، ایران یکی از کشورهایی بود که پس از این کودتا در روابط دیپلماتیک خود با لیبی دچار افت و خیزهای فراوانی شد. یکی از دوره‌های بسیار حساس در وادی روابط دیپلماتیک این دو کشور نیز، ماه‌های پایانی حکومت پهلوی دوم و پیروزی انقلاب مردم ایران بود.

 

مقدمه روابط دیپلماتیک ایران و لیبی در سطح سفارت به تاریخ ۱۳۴۶.۱۰.۹ باز می‌گردد که این روابط میان حکومت محمدرضا پهلوی در ایران و حکومت سلطان ادریس در لیبی برقرار شد؛ این ارتباطات با فرستادن سفیر ایران در تونس به عنوان سفیر اکردیته در طرابلس به سال ۱۳۴۷ ادامه یافت. روابط میان ایران و لیبی به همین منوال و به صورت نسبتاً پایداری پیش می‌رفت تا آن هنگام که در سال ۱۳۵۰، پس از بازپس‌گیری جزایر سه گانه و به‌رسمیت شناخته شدن حق ایران نسبت به این جزایر در تاریخ ۹ دی، ایران با موضع مخالف دولت لیبی مواجه شد؛ پس از این مخالفت، شاهد آن هستیم که کشور لیبی در کنار عراق، یمن جنوبی و الجزایر به شورای امنیت سازمان ملل در زمینه حکم صادر شده، اعتراض می‌کند. اگرچه این عمل، با حمایت کشورهای غربی نتیجه‌ای بر ضد منافع ایران در برنداشت اما آغازی برای اختلافات میان ایران و لیبی شد.

 

از این پس، از سوی ایران نیز هر گاه حرکتی انقلابی- اسلامی به وقوع می‌پیوست، محمدرضا پهلوی، منشأ آن را به لیبی نسبت می‌داد. با اوج‌گیری این اختلافات و با اتخاذ موضع گیری سیاسی منفی از سوی دو کشور روابط آن ها روز به روز سردتر شد چنانچه پس از خاتمه مأموریت سفیر اکردیته ایران در طرابلس در ۱۳۵۱.۹.۲۴ از سوی ایران نماینده جدیدی به لیبی فرستاده نشد.

 

با شروع خیزش مردم ایران و آغاز جریانات انقلابی در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ شاهد آن هستیم که دولت لیبی و بالاخص رهبر آن معمر قذافی، که در روابط با شاه به بن‌بست رسیده بود، به حمایت از انقلابیون ایران پرداخت؛ به‌طوریکه تنها چند روز پس از فرار شاه در ۳۰ دی ماه، مراسمی به‌مناسبت انقلاب ایران در طرابلس برگزار شد که در آن علی طریقی، وزیر امور خارجه لیبی در حمایت از انقلاب مردمی ایران به ایراد سخنرانی پرداخت؛ او در این سخنرانی فرجام تمام حکومت‌‌هایی که امپریالیسم از آنان حمایت می‌کنند را فنا و نابودی توسط نیروهای خلق عنوان کرد. در پی این بزرگداشت نیز بنای یادبود انقلاب ایران رونمایی شد که بر روی آن حک شده بود: "به یادبود پیروزی انقلاب ایران به رهبری خمینی و پایان رژیم شاه."

 

این حمایت آشکار از انقلاب مردم ایران و جریانات مرتبط با آن چنان شدت گرفته بود که به گزارش خبرگزاری رویترز، شاه دوم بهمن ۵۷، هنگامی که با هواپیمای اختصاصی سلطنتی شاهین به قصد مراکش، فرودگاه اسوان مصر را ترک کرد برای احتراز از حضور در آسمان لیبی مسافت بسیار طولانی را بر فراز مدیترانه به پرواز گذراند که موجب شد دو ساعت و نیم زمان پروازش طولانی‌تر شود.

 

از این پس با تلاش مقامات لیبیایی در نزدیک‌تر شدن به انقلابیون ایران روابط فی‌مابین این دولت با ایران تقویت شد. چنانچه دو روز پیش از حضور امام خمینی در تهران، وزیر اطلاعات لیبی، محمدبلقاسم الزاوی، در مصاحبه‌ای با روزنامه کویتی الرای العام مدعی شد: معمر قذافی نخستین کسی بود که انقلاب ایران را پیش بینی کرد، انقلابی که نیرومندترین و اصیل‌ترین انقلاب منطقه است. او در ادامه با دفاع از اسلام‌گرایی انقلاب ایران در برابر اشاعه کمونیسم، اعلام کرد که این انقلاب بر پایه موازین دین اسلام است و دولت لیبی همواره به انقلابیون ایران کمک‌های مادی، اخلاقی و سیاسی کرده است و می‌کند. البته این ادعا از سوی هیچ یک از گروه‌های انقلابی نه تأیید و نه تکذیب شد و در آن بحبوحه اوج گیری انقلاب و پس از آن پیروزی انقلاب موجب شد این ادعا رو به فراموشی گذارد.

 

با حضور امام خمینی در تهران و در آستانه پیروزی انقلاب، معمر قذافی، رهبر لیبی به امید صمیمانه‌تر و حسنه شدن روابط دیپلماتیک میان تهران- طرابلس بارها به بیان عقایدش در رابطه با حوادث ایران پرداخت؛ در این میان مصاحبه قذافی در ۱۶ بهمن با هفته نامه لبنانی الکفاح العربی و نامه‌اش به امام خمینی رهبر انقلاب، در ۱۸ بهمن حائز اهمیت است. قذافی در مصاحبه با الکفاح العربی، با بیان اینکه انقلاب ایران موهبتی الهی و پدیده‌ای مثبت است، ابراز می‌دارد که انقلاب ایران همچون آتش فشانی در منطقه است که بی‌شک موازنه تازه نیروها را در پیش خواهد داشت و مصر، عربستان و دیگر کشورهای منطقه از جمله کشورهای هم مرز ایران در معرض لرزه‌های این فوران آتش فشان قرار خواهند گرفت.

 

متن نامه قذافی به امام خمینی، که روز ۱۹ بهمن در روزنامه کیهان منتشر شد، به شرح زیر است:

«پیشگاه آیت الله خمینی- تهران

بعد از سلام و تحیت هم اکنون که ملت ایران این پیروزی چشمگیر را تحقق بخشیده که اسلام محرک آن است، اسلامی که جاودان و همیشه تحرک آفرین است.

اکنون که ملت ایران در سایه انقلاب ملی اسلامی که در نوع خود بی‌نظیر است از ستم و استبداد رهایی یافته و صفحه جدیدی را در تاریخ ایران گشوده است. حال برای جهانیان در شرق و غرب روشن شد که قدرت مردمی که ایمان به قرآن دارند تا چه حد است.

بی‌شک مسلمین جهان در خوشحالی پیروزی برادران ایرانی شرکت دارند؛ و انتظار و امید دارند که این انقلاب در قالب غربی اعم از جمهوری و سلطنتی قرار نگیرد و انقلاب اسلامی ایران که به پشتیبانی ملت ایران به پیروزی رسیده است به هدف‌های عالی خود نخواهد رسید مگر با اعلان جمهوری اسلامی که قانون اساسی‌اش قرآن باشد که می‌تواند سرمشقی برای همه ملت‌های اسلامی باشد و حقیقت آن را آشکار سازد.»

 

با وجود تمایل فراوان از سوی همتای لیبیایی در برقراری روابط دیپلماتیک حسنه با حکومت جدید ایران، ناپدید شدن امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان در شهریور ۱۳۵۷ که به دعوت قذافی وارد لیبی شده بود و رواج خبر عدم خروج امام صدر از این کشور، از همان ابتدای پیروزی انقلاب موجب شد این روابط همواره تحت الشعاع مفقود شدن ایشان قرار گیرد. چنانچه در آغاز انقلاب گرچه کشور لیبی برای ابراز حسن نیت خود به دولت جدید و انقلابیون، ظرف کمتر از ۲۴ ساعت پس از پیروزی مردم و به عنوان دومین کشور، پس از پاکستان، حکومت جدید ایران را به رسمیت شناخت، اما با این وجود باز هم شاهد آن هستیم که در آن هنگام که معمر قذافی در تلاش بود به عنون اولین رئیس دولت در ایران حاضر شود و به دیدار رهبر انقلاب برود مورد بی‌اعتنایی انقلابیون ایران قرار گرفت. چنانچه پس از اینکه هیأتی از سوی رهبر لیبی، برای تأیید دیدار او با رهبر انقلاب، روز ۷ اسفند به تهران وارد شدند، پس از یک هفته، همچنان که همه انتظار داشتند، نامشخص بودن سرنوشت امام صدر بر این دیدار تأثیر گذاشت و بنابر گزارش روزنامه کویتی القبس، ایران تقاضای قذافی را برای حضور در این کشور رد کرد و دولت انقلاب اسلامی ایران به قذافی اطلاع داد در صورتی که امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان را با خود همراه داشته باشند از سفر وی به ایران استقبال خواهد شد.  

 

اگرچه در این مقطع زمانی روابط دیپلماتیک این دو کشور، شدیداً تحت تأثیر مفقود شدن امام موسی صدر واقع شده بود، اما به مرور زمان و بر اساس رایزنی‌هایی که صورت گرفت، روابط دیپلماتیک میان ایران و لیبی از آغاز سال ۱۳۵۹ دوباره از سرگرفته و در سال ۱۳۶۰ بار دیگر میان این دو کشور سفیر مبادله شد.

 

 

منابع:

۱- بیست و پنج سال در ایران چه گذشت (از بنی‌صدر تا خاتمی)، داوود علی بابایی، انتشارات امید فردا، ج۱،

۲- روزنامه آیندگان

۳- روزنامه اطلاعات

4- روزنامه کیهان

۵- روابط جمهوری اسلامی ایران با لیبی، سایت افران

۶- کوتاه درباره کشور لیبی، سایت صدای اقتصاددانان ایران

۷- لیبی، کشوری تقریباً استثنایی در آفریقا، دویچه وله

 
دوشنبه 15 فروردين 1390  15:36

آخرين تاريخ بازديد : چهارشنبه 1 اسفند 1397  8:35:56
کليد واژه هاي مرتبط : ایران و لیبی  ;  قذافی  ;   ; 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
نظر

ورود کد امنیتی :    Audio Version Reload Image
صفحه نخست | پرونده‌ها | پرونده‌های ویژه | گزارش‌های ویژه | تاریخ مصور | از دیگر رسانه‌ها | پاورقی | روزنگار | تاریخ جهان | کاغذ اخبار | دفتر مقالات | گزیده‌های تاریخی | تاریخ شفاهی | کتابخانه
© 2010-2011, Iranian History. All right reserved.
The Site is best viewed at a screen resolution 1200*800, optimized for mozilla firefox.
Design By ACACO.