ابراهیم یزدی: دولت موقت به سولیوان پذیرش نداد

۰۴ آبان ۱۳۹۲ | ۱۶:۴۰ کد : ۳۶۸۱ از دیگر رسانه‌ها
دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران و وزیر خارجه در دولت موقت به واسطه سمت و کارش، با آخرین سفیر آمریکا در ایران، در اولین ‌بار تسخیر سفارت برخورد داشته، اما «ویلیام سولیوان» اندکی بعد ایران را ترک می‌کند. از زمان استقرار انقلابیون در نوفل‌لوشاتو نیز ابراهیم یزدی، با موضوع مذاکره و گفت‌وگو با طرف‌های آمریکایی مواجه بوده که می‌توانست اطلاعات خوبی برای گروه انقلابیون فراهم کند.

 

او پس از پیروزی انقلاب به همراه امام خمینی(ره) به ایران بازگشت. او مدتی عضو شورای انقلاب اسلامی ایران و معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب و سرپرست موسسه کیهان بود و پس از استعفای کریم سنجابی از وزارت امور خارجه ایران، به عنوان وزیر امور خارجه دولت موقت انقلاب معرفی شد. در این مصاحبه از رابطه سولیوان و شاه و نهضت آزادی و دولت موقت انقلاب با دکتر ابراهیم یزدی، صحبت کردیم.

 

***

 

اولین دیدار شما با آقای سولیوان به چه زمانی برمی‌گردد؟

 

دو روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، گروهی به سفارت آمریکا حمله کردند. هنگامی که به دستور امام خمینی و مهندس بازرگان برای بیرون راندن مهاجمان به سفارت آمریکا رفتم و در بیرون راندن مهاجمان موفق شدم به درخواست من تمام اعضای سفارت آمریکا در سالن مرکزی سفارت جمع شدند. آقای سولیوان هم در جمع آن‌ها بود و برای اولین‌ بار و آخرین ‌بار ایشان را آنجا دیدم.

 

 

در آن روز گفت‌وگویی بین شما صورت گرفت؟

 

نه آن روز دیالوگی بین ما رد و بدل نشد. من از طرف رهبر انقلاب و نخست‌وزیر به آنجا اعزام شده بودم و به عنوان نماینده سیاسی دولت از آن‌ها بابت اتفاقی که رخ داده بود، عذرخواهی کردم. چون طبق معاهدات بین‌المللی دولت میزبان مسوول حفظ امنیت اعضای سفارتخانه‌هاست.

 

 

سولیوان چقدر بعد از این اتفاق از ایران رفت؟

 

درست خاطرم نیست. اما فکر می‌کنم که اواخر اسفند‌‌ همان سال از ایران رفت.

 

 

رابطه آقای سولیوان پیش از انقلاب با دولت شاه چگونه بود؟ به ویژه آنکه شاه در آن مقطع از نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات آمریکا حمایت کرده ‌بود. در برخی منابع نوشته شده است که او نوعی نقش مشاور برای شاه را ایفا می‌کرده است؟

 

رابطه ویژه‌ای میان دولت آمریکا و به تبع آن سفیر آن دولت، در ایران با شاه وجود داشت. اسناد و شواهد حاکی از این است که مشورت‌های دایمی بین شاه و مقامات آمریکا صورت می‌گرفت.

 

 

رابطه نزدیک سولیوان با حکومت شاه در نگاه و نظر انقلابیون نسبت به او تاثیر‌ منفی نمی‌گذاشت؟ به ویژه برای خود شما؟

 

در زمان پیروزی انقلاب، سولیوان سفیر آمریکا در ایران بود. دولت موقت به او آگریمان یا پذیرش نداده بود. به علاوه اینکه او حدود یک ماه بعد از پیروزی انقلاب از ایران رفت. سوابق او، به خصوص در ویتنام از نظر ما دور نبود.

 

 

آقای سولیوان در کتابش (ماموریت در ایران) نوشته است که قبل از ورود امام به ایران با نهضت آزادی جهت حفظ ارتش و یکپارچگی ایران، صحبت کرده ‌است و قراردادهایی بسته‌اند. او نوشته که حتی نگران این بوده که نظریات نهضت آزادی با نظریات امام خمینی منطبق نباشد. ماجرای این قرارداد‌ها و صحبت‌ها چه بود؟ این ارتباط‌ها با چه فردی از نهضت آزادی انجام می‌گرفت؟ شخص مرحوم مهندس بازرگان یا اعضای دیگر؟

 

در ماه‌های آخر حکومت شاه میان سولیوان و برخی دیگر از اعضای سفارت آمریکا با رهبران انقلاب در داخل ایران، از جمله نهضت آزادی ایران و شورای انقلاب تماس و گفت‌وگوهایی وجود داشته است. اما قراردادی در کار نبود. آمریکایی‌ها اطلاعات درستی از نیروهای مخالف شاه نداشتند. شاه نیز نسبت به تماس آمریکایی‌ها با نیروهای مخالف سخت بیمناک بود و آمریکایی‌ها هم نظر شاه را رعایت می‌کردند. به همین علت، اطلاعات آمریکا از وضعیت ایران مبتنی بر گزارش‌های یکطرفه ساواک بود. سولیوان با این نوع گزارش‌های یک طرفه موافق نبود و برای فهم درست از وضعیت واقعی ایران تماس و گفت‌وگو با نیروهای مخالف شاه را لازم می‌دانست. علاوه بر تماس و گفت‌وگو با اعضای شورای انقلاب، آقایان آیت‌الله موسوی اردبیلی و مهندس بازرگان، سولیوان با مرحوم آیت‌الله بهشتی نیز جداگانه دیدار و گفت‌وگو داشته است.

 

 

او در همین کتاب از پیشنهادش برای تعیین فرد دیگری به نمایندگی از آمریکا برای مذاکره با یاران امام در پاریس پیش از ورود به ایران نوشته که گویا عملی نشده‌ است. موضوع این دیدار‌ها چه بود؟ آیا موارد دیگری از تلاش آمریکا برای ارتباط با انقلابیون مستقر در پاریس وجود داشت؟

 

خیر، عملی شد. در پاریس با ابراز علاقه و درخواست دولت آمریکا، نماینده‌ای از جانب سفارت آمریکا، پیام‌هایی برای رهبر فقید انقلاب می‌آورد و پاسخ‌های آن را نیز دریافت می‌کرد. متن کامل این پیام‌ها در کتاب «تاریخ ۲۵ ساله ایران»، نوشته شادروان سرهنگ نجاتی آمده است.

 

 

گویا شما نیز دیداری با رئیس دفتر سیاسی آمریکا در فرانسه در نوفل‌لوشاتو داشتید، آن زمان اطلاع داشتید که این دیدار به پیشنهاد سفارت آمریکا در ایران انجام گرفته؟ سولیوان نوشته که این دیدار‌ها چندان ثمربخش نبود، شما هم همین‌طور فکر می‌کردید؟

 

ممکن است آمریکایی‌ها آن دیدار‌ها را از نظر خودشان ثمربخش ندانسته باشند اما به نظر من، برای رهبری انقلاب، مفید بوده است، زیرا مستقیما از دیدگاه‌های دولت آمریکا بااطلاع می‌شدند.

 

 

برای شما که به وزارت خارجه دولت موقت منصوب شدید، مهم بود که سفیر آمریکا در ایران را بیشتر بشناسید؟ مثلا از تجارب قبلی او در ویتنام یا لائوس خبر داشتید؟

 

هنگامی که من به وزارت امور خارجه رفتم، سولیوان ایران را ترک کرده بود و دولت آمریکا آقای کاتلر را به عنوان سفیر جدید معرفی کرده بود. به دستور من کاردار سفارت ایران در واشنگتن گزارشی از سوابق آقای کاتلر تهیه کرد و فرستاد. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده از سوابق این فرد در آفریقا، به پیشنهاد من، دولت ایران موافقت خود را با اعزام او به عنوان سفیر آمریکا در ایران لغو کرد. البته من از سوابق سولیوان در لائوس و ویتنام هم باخبر بودم و اگر در زمان دولت موقت، او برای سفارت معرفی می‌شد، قطعا موافقت نمی‌شد.

 

 

عملکرد سولیوان در سفارت آمریکا در ایران را مثبت ارزیابی می‌کنید؟ ‌به نظر شما اشتباهات او چه بود؟

 

همان‌طور که اشاره کردم او مدت کوتاهی بعد از انقلاب از ایران رفت. اما اگر منظور شما ارزیابی عملکرد او در تمام مدت ماموریتش در ایران، از زمان انتصاب تا زمان انقلاب و ترک ایران است، باید بگویم او هماهنگ با سیاست‌های راهبردی دولت آمریکا و پشتیبانی از شاه فعالیت می‌کرد که نمی‌توان آن را به نفع ایران، مثبت ارزیابی کرد. در ماه‌های آخر قبل از انقلاب در زمان نخست‌وزیری بختیار به درخواست او «اریک فون ماربد»، نماینده وزارت دفاع آمریکا به ایران آمد و با کمک سولیوان بسیاری از قراردادهای خرید اسلحه با ایران لغو شد. سولیوان در خاطرات خود می‌نویسد لغو این قرارداد ‌میلیون‌ها دلار به سود آمریکا بود. از جمله اینکه چون ایران این قرارداد‌ها را لغو کرده، جریمه لغو آن را پرداخته است. در زمان او بود که نرم‌افزارهای تعبیه‌شده در هواپیماهای اف-۱۴ را جدا کردند و به آمریکا فرستادند. مهم‌ترین بخش هواپیماهای اف-۱۴ همین نرم‌افزارهای آن بود. در زمان او بود که وسایل بسیار حساس در پایگاه‌های شنود در بهشهر و کبکان را یا از ایران بردند یا تخریب کردند. در زمان او بود که آمریکایی‌هایی که ایران را ترک می‌کردند، ۷۵ صندوق وسایل بسیار مهم و محرمانه را می‌خواستند به عنوان وسایل شخصی از فرودگاه مهرآباد خارج کنند، تیمی که از طرف من به عنوان معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب در فرودگاه مستقر شده بود، از این کار جلوگیری کردند. اما باید همین‌جا اضافه کنم که او در گزارش‌های خود به وزارت امور خارجه آمریکا با صراحت و تحت هر شرایطی با سفر شاه به آمریکا مخالفت کرده بود و آن را به زیان روابط آمریکا با جمهوری اسلامی می‌دانست.

 

 

ماجرای ورود ژنرال هایزر - با توجه به مخالفت شدید و تهدید به استعفای ژنرال هیگ (فرمانده کل ناتو) با این ماموریت- به ایران چه بود؟ آیا به این معنی بود که سفیر (آقای سولیوان) در کارش موفق عمل نکرده بود یا نشانه اختلاف سولیوان با وزیر خارجه و برژینسکی بود؟

 

سولیوان و به طور کلی وزارت خارجه آمریکا با سیاست برژینسکی در ایران موافق نبوده‌اند. اما سفر هایزر به ایران در مرحله اول برای آماده کردن امرای ارتش به همکاری با بختیار بعد از خروج شاه از ایران بود. در مرحله دوم همراهی با انقلاب به منظور حفظ انسجام ارتش برای برنامه‌های آینده بود، مشابه‌‌ همان سناریویی که در فیلیپین اجرا شد. در مورد سفر هایزر به ایران در کتابم «آخرین تلاش‌ها در آخرین روز‌ها» به تفصیل توضیح داده‌ام.

 

 

به نظر شما چرا دولت آمریکا چند ماه بعد از پیروزی انقلاب سفیر خود را از ایران فراخواند؟ آیا به موضوع انقلاب ارتباط داشت یا احتمال تسخیر سفارت را می‌دادند؟

 

سولیوان سفیر آمریکا در دوره شاه بود. او نمی‌توانست سفیر مناسبی برای دولت آمریکا در جمهوری اسلامی باشد. این یک رسم شناخته شده در روابط دیپلماتیک است که وقتی کل نظام حکومتی در یک کشور عوض می‌شود، کشورهای قدرتمند سفرای خود را عوض می‌کنند و سفیران جدیدی می‌فرستند. سولیوان با سوابقی که داشت، نمی‌توانست سفیر خوبی برای آمریکا در ایران باشد.

 

 

ماجرای تسخیر سفارت آمریکا توسط چریک‌های فدایی خلق (۲۵ بهمن ۵۷) و دخالت دولت موقت در این موضوع چه بود؟

 

حمله به سفارت آمریکا در ۲۵ بهمن ۵۷ توسط یک گروه آمریکایی به مدیریت راس پرو، صاحب یک شرکت بزرگ آمریکایی به نام EDS، که مرکز آن در دالاس تگزاس بود صورت گرفت. این گروه با برخی از نهادهای قدرتمند در آمریکا، از جمله سیا، وزارت دفاع و لابی اسرائیل در ارتباط بود. این برنامه را اجرا کردند تا مانع شناسایی دولت جدید ایران توسط دولت آمریکا شوند. حدود ساعت ۱۰ صبح آن روز آقای مهندس بازرگان مرا به دفتر خود فراخواندند و از من خواستند به محل سفارت بروم و غائله را ختم کنم. در دیدار با امام خمینی ایشان نیز بر انجام این ماموریت تاکید کردند.

 

 

دخالت دولت موقت در موضوع تسخیر اولیه سفارت به درخواست سفیر آمریکا بود یا به اراده خود دولت و امام انجام گرفت؟

 

همان‌طور که در بالا اشاره کردم نظر مستقل دولت و رهبر انقلاب بود. در‌‌ همان دیدار این مساله مطرح شد که این حمله به ضرر دولت جدید است و باید آن را خاتمه داد. در آن روز تلفن‌های سفارت قطع شده بود و سفیر هم در محل سفارت گروگان گرفته شده بود. بنابراین برای سفیر آمریکا امکان نداشت با دولت تماس بگیرد و درخواستی کند.

 

 

منبع: روزنامه شرق

کلید واژه ها: ابراهیم یزدیسولیوانایران و آمریکا


نظر شما :