حمیدرضا جلایی‌پور در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: جنبش اصلاحات در دوره خاتمی مهار شد

سمیه متقی
۰۴ خرداد ۱۳۹۰ | ۱۶:۵۹ کد : ۷۲۰۰ یادمان دوم خرداد
تا دو سه سال اول، خاتمی از لفظ اصلاحات استفاده نمی‌کرد. او از دولت پاسخگو، حاکمیت قانون، آزادی مطبوعات، آزادی مخالف و توسعۀ سیاسی سخن می‌گفت. با پیروزی خاتمی «گفتمان اصلاح‌طلبی» که ریشه در ادبیات اصلاح‌گری در برابر انقلابی‌گری داشت در عرصۀ عمومی رونق گرفت و به تدریج خاتمی هم از واژۀ اصلاحات استفاده کرد.
حمیدرضا جلایی‌پور در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: جنبش اصلاحات در دوره خاتمی مهار شد
User Image

نویسنده : سمیه متقی

مطالب بیشتر
تاریخ ایرانی: اقبال مردم به کاندیدایی که نه با هدف پیروزی که با قصد تشکیل اقلیتی قدرتمند به صحنه انتخابات ریاست جمهوری هفتم آمده بود، گفتمان قانون‌گرایی و توسعه سیاسی او را به اصلاح‌طلبی ترجمه کرد و فصل دیگری از اصلاح‌طلبی ایرانی تجربه شد که به گفته حمیدرضا جلایی‌پور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران گرچه بیشتر محتوای توسعۀ سیاسی و فرهنگی داشت، اما با دستاوردهای چشمگیری در قلمرو اقتصاد کلان جامعه نیز همراه بود. جلایی‌پور در گفت‌وگو با «تاریخ ایرانی» ابراز عقیده کرد که «اصلاح‌طلبی دوران خاتمی ظرفیت مردم‌سالاری را در جامعۀ ایران بالا برد ولی خاتمی و سایر اصلاح‌طلبان (به خاطر مخالفت قاطع محافظه‌کاران) نتوانستند مطالبات اصلاح‌طلبانۀ جامعه را به قانون تبدیل کنند. لذا جنبش اصلاحات در دورۀ او پیروز نشد اما سرکوب هم نشد، بلکه مهار شد.»

 

***

 

پس از کناره‌گیری میرحسین موسوی از کاندیداتوری در انتخابات هفتم ریاست جمهوری و در فضایی که همه ناامید از یافتن جایگزین مناسب بودند، چه شد که بر سر حضور خاتمی اجماع شکل گرفت؟

 

در آن مقطع گروه‌های خط‌ امام که بعداً به گروه‌های دوم خردادی معروف شدند و الآن به گروه‌های اصلاح‌طلب معروف هستند، به رغم تنوعشان در مجموع در مورد خاتمی به وفاق رسیدند. گروه‌های خط‌ امامی تحت‌ تأثیر گفتمان توسعۀ سیاسی بودند و آقای خاتمی هم مدافع و سخن‌پرداز بانفوذ توسعۀ سیاسی بود.

 

 

در ابتدای کار چقدر امکان پیروزی آقای خاتمی وجود داشت؟ این معرفی کاندیدا به امید پیروزی بود یا عدم حذف از میدان سیاست؟

 

قبل از انتخابات اغلب نیروهای سیاسی خط‌ امام فکر می‌کردند که بتوانند در این انتخابات یک اقلیت مؤثر را تشکیل دهند. کمتر کسی انتظار پیروزی قاطع خاتمی را داشت.

 

 

حزب کارگزاران در ابتدا گزینه‌های بسیاری را برای کاندیداتوری انتخابات مطرح کرد و دیر‌تر از دیگر گروه‌ها از خاتمی حمایت کرد. چه شد که کارگزاران و مجمع روحانیون با یکدیگر ائتلاف کردند؟

 

کارگزاران هم ابتدا کوشش‌هایی برای معرفی کاندیدای اختصاصی کردند ولی آن‌ها نیز متقاعد شدند که برای افزایش احتمال پیروزی یا تشکیل اقلیت قوی‌تر با دیگر گروه‌های طالب تغییر ائتلاف کنند و از خاتمی حمایت کردند.

 

 

فضای تبلیغاتی انتخابات سال ۱۳۷۶ تا چه میزان بر نتایج آن تأثیرگذار بود؟ تخریب شخصیتی آقای خاتمی که از ۳۰ فروردین حالت علنی به خود گرفته بود، چه تاثیری گذاشت؟

 

محافظه‌کاران در آن برهه پیروزی خود را قطعی می‌دانستند و حضور خاتمی در انتخابات را به عنوان خطر نمی‌دیدند بلکه آن را عاملی برای شکوهمند‌تر شدن انتخابات می‌دانستند. چیزی که آن‌ها از آن غافل بودند نارضایتی گسترده در لایه‌های مختلف جامعه به ویژه طبقۀ متوسط بود. هجوم میلیونی این ناراضیان سیاسی به پای صندوق‌های رأی بود که همه چیز را عوض کرد. تخریب‌ها علیه خاتمی (مثل کارناوال عاشورا) اثر عکس گذاشت و کسانی را که برای شرکت در انتخابات شک داشتند تشویق به شرکت در انتخابات به نفع خاتمی کرد.

 

 

قضیۀ انصراف خاتمی که در ماه‌های پایانی مطرح شد چقدر بر فضای انتخابات تأثیر گذاشت؟

 

قضیۀ انصراف خاتمی در مقایسه با سایر متغیر‌ها، تأثیرگذار نبود.

 

 

چه تمهیداتی برای حفاظت از آرا در ستاد خاتمی اندیشیده شده بود؟ عوامل شک و تردید که تا روز انتخابات در دل همگان وجود داشت، چه بود؟

 

مهم‌ترین عامل این بود که دولت هاشمی برگزارکنندۀ انتخابات بود و هاشمی به انتخابات تقلبی اعتقاد نداشت. او در نماز جمعه به مردم قول داد که من اجازۀ تقلب را نمی‌دهم و به نظر من این کار را هم کرد. در ضمن در آن مقطع اقتدارگرایان احساس پیروزی داشتند و لذا خود را برای شرایط شکست انتخاباتی آماده نکرده بودند. اما از دوم خرداد به بعد ما شاهد شکل‌گیری مراکزی بودیم که به دنبال مهندسی انتخابات رفتند. این مهندسی انتخابات در دولت خاتمی با مشکل وزارت کشور او روبرو بودند و از سال ۸۴ به بعد این مشکل آن‌ها هم رفع شد.

 

 

از چه زمانی امکان پیروزی خاتمی مطرح شد؟

 

به نظر من نتیجه علایم سونامی پیروزی در روز دوم خرداد را همه روز بعد در ساعت ۱۰ فهمیدند، وقتی صدا و سیما خبر پیروزی ۲۰ میلیونی خاتمی را اعلام کرد.

 

 

با توجه به این امر که رادیو در ساعات ابتدایی بامداد سوم خرداد از احتمال ورود انتخابات به مرحلۀ دوم خبر می‌داد چه تحولاتی صورت گرفت که آن نتیجۀ حیرت‌انگیز در ساعت هفت بامداد اعلام شد؟

 

چنانکه گفتم آن موقع آقای هاشمی رییس‌جمهور بود و آقای هاشمی زیر بار تقلب نمی‌رفت و نرفت.

 

 

شعارهای خاتمی در سال ۷۶ چه وجه ممیزه‌ای با شعار‌ها و برنامه‌های دیگر کاندیدا‌ها داشت که این‌چنین مردم را به خود جلب کرد؟

 

جان‌مایۀ شعارهای خاتمی‌‌‌ همان توسعۀ سیاسی بود. او به مردم وعدۀ گشایش سیاسی داد و می‌خواست نظام سیاسی را تبدیل به چتری بکند که همۀ مردم را در برگیرد. لذا در درجۀ اول این شعار نخبگان و تحصیل‌کردگان و دانشجویان را علاقمند کرد. آن‌ها هم مردم اطراف خود را به پای صندوق رأی کشاندند و رخداد تاریخی دوم خرداد را خلق کردند.

 

 

لفظ اصلاحات که در دورۀ ریاست‌جمهوری خاتمی مطرح شد ناظر به چه هدف و بر چه مبنایی بود و چقدر محقق شد؟

 

اتفاقاً تا دو سه سال اول، خاتمی از لفظ اصلاحات استفاده نمی‌کرد. او از دولت پاسخگو، حاکمیت قانون، آزادی مطبوعات، آزادی مخالف و توسعۀ سیاسی سخن می‌گفت. با پیروزی خاتمی «گفتمان اصلاح‌طلبی» که ریشه در ادبیات اصلاح‌گری در برابر انقلابی‌گری داشت در عرصۀ عمومی رونق گرفت و به تدریج خاتمی هم از واژۀ اصلاحات استفاده کرد. به بیان دیگر منظومۀ مفهومی توسعۀ سیاسی و اصلاح‌طلبی دو منظومۀ نزدیک به هم هستند و به راحتی به هم قابل ترجمه‌اند.

 

اما این موضوع که چقدر اصلاح‌طلبی محقق و موفق شد، بحث دیگری است که من در مقالۀ «کارنامۀ اصلاحات» که هم‌اکنون در سایت‌های اینترنتی قابل دسترسی است، مورد بررسی قرار داده‌ام. اصلاح‌طلبی دوران خاتمی ظرفیت مردم‌سالاری را در جامعۀ ایران بالا برد ولی خاتمی و سایر اصلاح‌طلبان (به خاطر مخالفت قاطع محافظه‌کاران) نتوانستند مطالبات اصلاح‌طلبانۀ جامعه را به قانون تبدیل کنند. لذا جنبش اصلاحات در دورۀ او پیروز نشد اما سرکوب هم نشد، بلکه مهار شد. این جنبش پس از انتخابات ۸۸ در قالب جنبش دموکراسی‌خواهی دوباره زبانه کشید.

 

 

تجربه اصلاح‌طلبی دوره خاتمی با دیگر تلاش‌ها و تجارب رفرمیستی در تاریخ معاصر چه مرز افتراقی دارد؟

 

اصلاحات در دورۀ ناصرالدین شاه بیشتر در قالب اصلاحات اداری مطرح بود. در دورۀ مشروطه در قالب ضرورت عدالت‌خانه و حکومت قانون. در دورۀ مصدق نیز در قالب استقلال (از قدرت‌های خارجی خصوصاً انگلیس) و حکومت قانون (و نه حکومت شاه) مطرح شد. اصلاحات در دورۀ آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر در قالب توسعۀ اقتصادی دیده می‌شد، ولی در دورۀ خاتمی اصلاحات بیشتر محتوای توسعۀ سیاسی و فرهنگی داشت. جالب اینکه خاتمی شعار توسعۀ اقتصادی نداد ولی دستاوردهای چشمگیری در قلمرو اقتصاد کلان جامعه داشت. با اینکه در دورۀ خاتمی قیمت نفت به ده دلار رسید، خشکسالی شد، آمریکا به خاطر رخداد تروریستی ۱۱ سپتامبر عصبانی شده بود و به عراق و افغانستان حمله کرده بود و ایران را محور شرارت معرفی کرده بود. با این‌ همه خاتمی هم دستاورد اقتصادی خوبی داشت و هم خطرات امنیت ملی ایران را کم کرد. ایران پیش قراول گفت‌وگوی تمدن‌ها در سازمان ملل شد. شما اوضاع آن زمان را با حالا مقایسه کنید، در حالی ‌که آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان گیر کرده و دولت بیش از پانصد میلیارد درآمد ارزی داشته و حکومت به ‌قول محافظه‌کاران یک ‌پارچه شده است، از رونق اقتصادی خبری نیست. تهدیدات بین‌المللی علیه ایران زیاد شده و سازمان ملل تاکنون علیه منافع ایران چهار قطعنامه صادر کرده است. این مقایسه به خوبی نشان می‌دهد که حکومت‌هایی که مردم‌سالارانه‌ترند در جهان امروز برای جوامعشان مؤثر‌تر و کارامد‌تر می‌توانند کار کنند.

کلید واژه ها: دوم خردادجلایی پوراصلاح طلبیخاتمی


نظر شما :