مطالب مرتبط با کلید واژه " ده شب "


پیام آخر کانون نویسندگان ایران/ کاری نکنید که ممیزان ریشه‌هامان را بخشکانند

پیام آخر کانون نویسندگان ایران/ کاری نکنید که ممیزان ریشه‌هامان را بخشکانند

گفتید این خمار و آن ویران، این شکسته آن بسته، این آدم‌های چسب و بست خورده کیانند که آمده‌اند تا ما را هدایت کنند. می‌گوییم ما این بودیم، مایه و پایۀ آنچه مانده است از پس آن همه تندباد بیش و کم همین‌ها بود که دیدید: چندین شکسته و چند آباد، و همین گواه آن است که ظلمت شکستن قلم و دوست با فرهنگ چه‌ها خواهد کرد، یعنی خود نشان می‌دهد که وقتی نویسنده و شاعر و محقق و مترجم رابطه‌اش با جامعه قطع بشود سر از کدام دکه یا کاخ در خواهد آورد.

ادامه مطلب
سانسور و عوارض ناشی از آن/ سانسور جلاد آزادی و ترقی است

سانسور و عوارض ناشی از آن/ سانسور جلاد آزادی و ترقی است

وضع سانسور در ایران چنان است که حتی صدای روزنامۀ «کیهان» هم درآمده و از «تعبیرات و دریافت‌های شخصی سانسورچیان در کار انتشار کتاب»، «محافظه‌کاری ماموران و بی‌اطلاعی آنها از تحولات طبیعی جامعه و گاه حتی کج‌سلیقگی‌هایشان» و همچنین «از تاثیر گروه‌های فشار» فریادش بلند شده است...در شرایط سانسور تاریخ را با زمان حال آغاز می‌کنند...انحلال ادارۀ نگارش و لغو سانسوری که از طرف وزارت فرهنگ و هنر اعمال می‌شود هنوز اولین و کمترین خواست کانون نویسندگان ایران است.

ادامه مطلب
آنچه «ده شب» در انجمن گوته گذشت/ چه شنیدید؟ آزادی و آزادی و آزادی

آنچه «ده شب» در انجمن گوته گذشت/ چه شنیدید؟ آزادی و آزادی و آزادی

هجدهم مهرماه ۵۶ شاید هیچ‌کس تصوری نداشت که حرف‌های آرام و با طمانینه رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای در کمتر از چند روز به جایی برسد که سعید سلطان‌پور آن چنان بی‌محابا بتازد به سانسور، آن هم درست وقتی که ساعتی است از بند جسته و آزاده شده است...در شب پنجم باقر مومنی دیگر مراعاتی که شمس آل‌احمد در شب‌های اول کرد را کنار گذاشت و دقیقا از واژه سانسور استفاده کرد...در شب دهم جمعیت حاضر در باغ گوته بیش از ۱۵ هزار نفر بود.

ادامه مطلب
آزادی هنرمندان را گرفته یا خریده‌اند

آزادی هنرمندان را گرفته یا خریده‌اند

این مساله که رادیو و تلویزیون مربوط به مردم است تنها در دیار پریان مصداق دارد! ممیزی در همه جا بذر اجبار و ترس می‌پراکند و اجبار و ترس چون خوره اندیشه را از درون و برون می‌جود...کتاب، مطبوعات، فیلم، تئا‌تر، رادیو، تلویزیون که باید در خدمت نشر و اشاعۀ اندیشۀ سالم و فرهنگ راستین باشند، در کارگاه ممیزی رسالتشان دگرگونه و واژگونه می‌شود: اینجا نمک می‌گندد و دارو دردافزا می‌گردد...محروم کردن ملتی از آزادی قلم، محروم کردن او از اندیشیدن است؛ محروم کردن او از داشتن فرهنگ راستین است.

ادامه مطلب
فضای حرف و فضای عمل/ همچنان به زبان ملاحظه سخن می‌گویم و نه صراحت

فضای حرف و فضای عمل/ همچنان به زبان ملاحظه سخن می‌گویم و نه صراحت

مصلحت اجتماعی ما و شما اینست که بهانه به دست دشمنان دیرین آزادی ندهیم و کاری کنیم که فضای گفت‌و‌گوی ما آنقدر ادامه یابد تا مردم، یعنی داور اصلی و نهایی هر مسألۀ اجتماعی، دریابند که حق با کیست...منظور من از جامعۀ سنتی، جامعۀ سنت‌ها نیست، بلکه آن نوع سازمان اجتماعی گذشته است که به حکم تاریخ منسوخ شده و قدرت عملکرد تاریخی خویش را از دست داده است...ما هنگامی نویسنده، شاعر، محقق، دانشمند، فیلسوف، هنرمند و عالم حقیقی خواهیم داشت که ابناء وطن آزادانه جمع شوند، آزادانه عمل کنند.

ادامه مطلب
شبه‌هنرمند زائیدۀ سانسور است

شبه‌هنرمند زائیدۀ سانسور است

در مقابل قاضی و به‌آذین و دانشور و گلشیری، ده‌ها پاورقی‌نویس و شبه قصه‌نویس و مترجم کذائی هست که برای مطبوعات مبتذل خوراک تهیه می‌کنند، برای مقابله با شاملو و اخوان صدها شاعر قلابی شب و روز دست و پا می‌زنند و مانیفست‌های حجیم صادر می‌کنند، و در برابر هزارخانی، سیصد منتقد کذائی هست...شبه‌هنرمند با سانسور مخالف نیست، وجودش را حس نمی‌کند، این دو تا برادران توأمان همدیگرند.

ادامه مطلب
مسائل هنر معاصر/ هنرمند راستین با نابسامانی‌های جامعه مبارزه می‌کند

مسائل هنر معاصر/ هنرمند راستین با نابسامانی‌های جامعه مبارزه می‌کند

هنرمند راستین آزادیخواه است و علیه نابسامانی‌های جامعۀ خود مبارزه می‌کند و وقتی با عوامل بازدارنده مواجه می‌شود محکوم به خاموشی می‌شود و به هر جهت، دیگر نمی‌تواند واقع‌گرا باشد. هنرمند اینک به ابهام و سمبل پناه می‌برد و اقلیتی می‌شود که اکثریت حرفش را نمی‌فهمد و وقتی میان اقلیت و اکثریت فاصله افتاد درخت هنر می‌پژمرد. حکومت‌ها هر قدر هم که حسن‌نیت داشته باشند نمی‌توانند برای هنرمند تصمیم بگیرند.

ادامه مطلب
مفتون امینی در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: ساواک هیچ دخالتی در جلسات ده شب نکرد

مفتون امینی در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: ساواک هیچ دخالتی در جلسات ده شب نکرد

فضای چریکی بر جلسات ده شب حاکم بود...آقای سایه شعر «بنشینیم و بیندیشیم» را خواند که مورد اعتراض واقع شد...شاعران نیمه‌مشهور صمیمانه‌تر و شجاع‌تر و خوش‌سخن‌تر حاضر شده بودند...سلطان‌پور خلاف انتظار ما، لباس مشکی شیکی پوشیده بود، به شوخی از او سوال کردم که نکند تازه داماد شده‌ای که گفت: بله، در این حیص و بیص انگشتر به دست هم شده‌ام...شاملو در آن شب‌ها سفر بود و داشت در جای دیگری خارج از ایران، فیلی هوا می‌کرد.

ادامه مطلب
نوشتن از زمستان و شب جرم شد و خواندن آل‌احمد و شریعتی ممنوع

نوشتن از زمستان و شب جرم شد و خواندن آل‌احمد و شریعتی ممنوع

کلماتی از قبیل: زمستان، شب، لاله، شقایق، جنگل، گل‌سرخ، چریک و... کلماتی هستند جرم‌آفرین و گمراه‌کننده و علائم رمز و ارتباط گروه کثیر ناراضیان جامعه...جلال آل‌احمد، صادق هدایت، بزرگ علوی، دکتر شریعتی، اعتمادزاده (به‌آذین) علی‌اصغر صدر حاج‌سید جوادی، دکتر براهنی، مهندس بازرگان، درویشیان، دولت‌آبادی، غلامحسین ساعدی، سیاووش کسرایی، شفیعی کدکنی، اخوان ثالث، سعید سلطانپور و ده‌ها نفر دیگر ممنوع‌القلم شدند.

ادامه مطلب
ده شب غافلگیری و آغاز- سیدمحمود حسینی‌زاد

ده شب غافلگیری و آغاز- سیدمحمود حسینی‌زاد

آن شب‌ها از سه نظر اهمیت زیاد دارد: اصل برپایی، زمان و جنس روشنفکری - فرهنگی آن حرکت...آن شب‌ها بیشتر از اینکه شب‌های شعر و سخنرانی باشد، شب‌های حرکتی بود برای آینده‌ای دیگر. شروع شور انقلابی مردمی که کاش درکش می‌کردیم. پس الان و بعد از چند سال درک می‌کنم که چرا با وجود سخنرانی‌های واقعا خوب و بعضا تاریخی، حاضران، با آن تعداد انبوه، از خود بی‌خود شدند و هوار‌ها زدند وقتی م. آزرم از تختی گفت و سحوری.

ادامه مطلب
چه شد کانون نویسندگان ایران شب‌های شعر برپا کرد؟

چه شد کانون نویسندگان ایران شب‌های شعر برپا کرد؟

این شب‌های شعر و سخنرانی نموداری از حیات تازه کانون نویسندگان ایران است...کانون نویسندگان ایران خواستار لغو سانسور و انحلال همه ادارات و سازمان‌هایی است که برخلاف قانون اساسی به این کار مبادرت می‌کنند. این یگانه شرط داد و ستد طبیعی و ثمربخش اندیشه، یگانه شرط نمو استعداد‌ها و ارتقای سطح فرهنگ در ایران است...پیشرفت ما در گرو خلاصی از تنگنای پسند و ناپسند رسمی است.

ادامه مطلب
در موقعیت تئا‌تر و سینما/ من به این آزادی مشکوکم

در موقعیت تئا‌تر و سینما/ من به این آزادی مشکوکم

می‌دانید که نمی‌توانید نمایشی بدهید که در آن واقعیت را در مورد تاریخ ایران بگویید؟...سابقه‌ای به وجود آمده که هر کار فرهنگی خود به خود خطرناک است...متاسفانه دعایی که کورش یا داریوش ـ یادم نیست کدام یکی ـ زمانی کردند اینجا اتفاق نیفتاد. گفت خداوند سرزمین مرا از خشکسالی و دروغ نگه دارد...روزگاری که در آن دستگاه دولت از طرفی، و جماعت با فرهنگ از طرف دیگر، به یکسان سازنده را محدود می‌کنند بد روزگاری است... جریانی فکری موفق شده این نسل را به صورت دلال، واسطه، شومن، و بساز و بفروش در بیاورد.

ادامه مطلب